تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
را دارد يا اين را ، مىتواند اعتبار كند و درنظر بگيرد درحالى كه نه آن را اعتبار كند نه اين را ، و اين ارتفاع نقيضين هم نيست . پس وقتى مىگوييم : « زيد قائم است » زيد بدون اينكه قيام در آن اعتبار شده باشد و يا اعتبار نشده باشد موضوع قضيه واقع شده است . زيدِ به نحولابشرط قائم است نه زيدِ قائم . اگر شما قضيهء خودتان را به اين شكل دربياوريد و بگوييد : « زيد قائم ، قائم است » مىگويند اين ضرورتِ به شرط محمول است يعنى محمول را جزء موضوع قرار داده‌ايد ولهذا درباب « موجود » مىگوييم : انسان ، موجود است بالامكان . انسان موجود ، موجود است بالضروره . انسان معدوم ، ممتنع الموجوديه است . پس اگر مىگوييم : « زيد قائم است » اين يك قضيهء ممكنه است ؛ زيد قائم است بالامكان . اما اگر همين محمول كه محمول اين موضوع است ضمناً جزء موضوع و شرط موضوع قرار بگيرد ، يعنى درحالى كه محمول است شرط موضوع هم باشد فوراً قضيهء ما به يك قضيهء ضروريه تبديل مىشود مانند اينكه بگوييم : « زيد قائم ، قائم است » . البته واضح است كه زيد قائم ، قائم است ؛ اين ديگر يك امر ضرورى است . اگر بگوييم : « جسم سفيد است » اين يك قضيهء ممكنه است ، اما اگر بگوييم : « جسم سفيد ، سفيد است » اين يك قضيهء ضروريه است و واضح است كه جسم سفيد سفيد است بالضروره ؛ يعنى اگر محمول را قيد موضوع قرار بدهيم قطعاً قضيهء ما به يك قضيهء ضروريه تبديل مىشود و آن وقت در نقطهء مقابلش « ممكن » يعنى قضيه‌اى كه اين ضرورت به شرط محمول را ندارد . پس ما يك قسم ضرورت و امتناع داريم به نام ضرورت به شرط محمول و امتناع به شرط محمول ؛ و اين اصطلاح « ضرورت به شرط محمول » اصطلاحى است كه بايد آن را بدانيم .

4 . امكان استقبالى

يكى ديگر از معانى امكان ، امكان استقبالى است . امكان استقبالى فقط در كلمات شيخ آمده است و بعد ساير منطقيين و نيز فلاسفه آن را مطرح كرده‌اند و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 144 | مرتضى مطهرى