تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
اينجا عبور كند به حكم يك ضرورت است . چرا عبور كرده است ؟ زيرا معلول يك ضرورتى بوده است ، آن ضرورتْ معلول ضرورت ديگر بوده است ، آن ضرورت هم معلول ضرورت ديگر بوده است و باز آن ضرورت هم معلول ضرورت ديگر بوده است . اگر شما درنظر بگيريد كه گذشتن آقاى زيد در همين زمان از اينجا به حكم يك ضرورت بوده است آن وقت مىبينيد اين افتادن مستلزم اين حادثه و اين اتفاق است ؛ يعنى ازنظر شخصِ اين حادثه كه درنظر بگيريد اتفاقى نيست ، بلكه ضرورى است . از نظر كلى يك امر اتفاقى است ، ولى از نظر خصوص اين حادثه يك امر جبرى و ضرورى است . همان‌طور كه در مورد رفتن ازتهران به قم اگر بگوييد از تهران حركت كردم اتفاقاً آنجا با دوستم برخورد كردم غلط است ؛ در اينجا هم با توجه به همهء علل و اسبابى كه وجود دارد اگر بگوييد اتفاقاً چنين چيزى واقع شد ، غلط است .

مثال سوم

در جاى ديگر مثال ديگرى به اين صورت ذكر كرده‌ايم كه فرض كنيد يك دستگاه و اداره‌اى مأمورى را براى كارى به يك روستا مىفرستد . يك دستگاه ديگر هم مأمور ديگرى را براى كار ديگرى به همان روستا مىفرستد . ايندو وقتى وارد آن روستا مىشوند با يكديگر برخورد مىكنند . هميشه اين فرد مىگويد من مأموريت پيدا كردم كه به فلان جا بروم ، اتفاقاً فلان شخص هم مأموريت پيدا كرده بودكه به همان جا برود ، ما در آنجا يكديگر را ملاقات كرديم و مدتى با هم بوديم . آن مأمور ديگر هم همين را مىگويد . ازنظر ايندو ملاقاتشان اتفاقى است . اما از نظر يك جريان كلى ترى كه بر هر دو جريان احاطه دارد چگونه است ؟ اگر يك دستگاه سومى باشد كه هر دو دستگاه را آن دستگاه اداره مىكند و بر هر دو جريان احاطه دارد و آن مأمور را او فرستاده است و اين مأمور را هم او فرستاده است ، آيا او مىتواند بگويد كه آن را من فرستادم اين را هم من فرستادم اتفاقاً يكديگر را ملاقات كردند ؟ نه ، او نمىتواند چنين حرفى بزند . از نظر او جبرى است كه اينها يكديگر را ملاقات كنند . اكنون كه موارد اتفاق و موارد لزوم و ضرورت و فرق آنها با يكديگر را دانستيم