تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
ولى گاهى قضيهء ما قضيهء اتفاقى است . « متصلهء اتفاقيه » آنجايى است كه رابطهء ميان مقدم و تالى رابطهء اتفاقى است ، يعنى هميشگى هست ولى لزومى نيست ؛ يعنى دو شىء - مثلًا الف و ب - هميشه با يكديگر تقارن وجودى دارند بدون اينكه رابطهء لزومى در بين باشد ؛ يعنى واقعاً ممكن بود كه اين تقارن وجود نداشته باشد . مثالى كه برايش ذكر مىكنند البته يك مثال بسيار فرضى است ؛ مىگويند : « كلّما كان الانسان ناطقاً كان الحمار ناهقاً » . هر انسانى ناطق است ، هر حمارى هم ناهق است . چون هر انسانى ناطق است و هر حمارى ناهق است پس درست است كه بگوييم : « كلّما كان الانسان ناطقاً كان الحمار ناهقاً » . آيا اين درست است يا درست نيست ؟ معلوم است كه حرف درستى است ، چون انسانِ غيرناطق نداريم و حمار غير ناهق هم نداريم . پس درست است كه بگوييم : « كلّما كان الانسان ناطقاً كان الحمارناهقاً » « 1 » . بنابراين اگر با اين دو امرى كه در عالم عين و در عالم خارج ، از يكديگر جدا نيستند يك قضيهء متصله درست كنيم قضيه‌مان غلط نيست و راست است كه بگوييم : « كلّما كان الانسان ناطقاً كان الحمار ناهقاً » و حال آنكه هيچ رابطهء لزومى ميان ايندو نيست ، يعنى ناطق بودن انسان مستلزم ناهق بودن حمار نيست و ناهق بودن حمار هم مستلزم ناطق بودن انسان نيست ، بلكه اينها اتفاقاً با يكديگر مقارن شده‌اند ؛ يعنى همهء انسانها ناطقند و همهء حمارها ناهقند ، پس هرجا كه انسان ناطق است حمار هم ناهق است و بالعكس . ايندو با يكديگر تقارن دارند بدون اينكه هيچ رابطهء لزومى ميانشان وجود داشته باشد . اين گونه قضايا را « قضاياى اتفاقيه » مىنامند . مىشود يك مثالهاى ساده‌تر عرفى هم در اينجا ذكر كرد . اگر ما فرض كنيم كه دو مملكت داشته باشيم كه ترقى و تعالى ايندو و انحطاط ايندو هميشه در طول تاريخ مقارن بوده است ، هروقت اين كشور در ترقى بوده آن .
هامش
( 1 ) . - « كلّما » يش چيست ؟ . استاد : يعنى هميشه چنين است . - ربطى هم كه بين اين دوتا نداريم . استاد : وقتى مىگوييم « ناهق » نهيق بالفعل را نمىخواهيم بگوييم . ناهق مثل ناطق است . يعنى ناهق به معنى اينكه فصل حمار است و ناطق به معنى اينكه فصل انسان است [ درنظر گرفته شده است ولذا ربط به اين معنا بين مقدم و تالى وجود دارد ] . - آن وقت غرضمان از ذكر اينها به عنوان مقدم و تالى چيست ؟ . استاد : معنايش اين است كه اينها تقارن وجودى دارند .