طرح يك اشكال
مطلب دوم كه در اينجا بايد ذكر كنيم و متمم و مكمل مطلب اول است اين است كه ممكن است شما اشكال كنيد كه بنا بر آنچه در اينجا گفته شد ميان همهء موجودات عالم رابطهء وجوبى برقرار است ، زيرا گفتيم رابطهء امكانى در عالم عين وجود ندارد ، فقط در عالمِ فرض ميان دو واجب الوجود مفروض يا ميان دو عالَمى كه هريك به يك واجب الوجود جداگانه مرتبط باشد رابطهء امكانى برقرار است و الّا در عالم عين رابطهء امكانى وجود ندارد .
پس همهء قضايا در منطق بايد به قضاياى لزوميه برگردد و ما در منطق نبايد قضيهء اتفاقيه داشته باشيم .
توضيح اينكه : در منطق مىگويند قضيه در تقسيم اول بر دو قسم است : يا حمليه است يا شرطيه . قضيه شرطيه بر دو قسم است : يا متصله است يا منفصله . بعد مىگويند قضيهء متصله بر دو قسم است : يا لزوميه است يا اتفاقيه .
در هر قضيهء متصله هرجا كه مقدم وجود دارد تالى هم وجود دارد ؛ يعنى شكل كلىاش به اين صورت است كه مىگوييم : « كلّما كان الف موجوداً كان ب موجوداً » . اين حكم در همهء قضاياى متصله جارى است . ولى قضاياى متصله گاهى لزومى است و گاهى اتفاقى . متصلهء لزوميه آنجايى است كه يك رابطهء لزومى ميان مقدم و تالى برقرار است ؛ يعنى محال است كه تالى از مقدم منفك شود . بايد چنين باشد كه هروقت الف موجود باشد ب هم موجود باشد ، مانند اينكه مىگوييد هروقت فلان زاويه اين قدر باشد آن زاويهء ديگر هم چون بايد با اين زاويه مساوى باشد همين قدر است . در اينجا مىگوييم قضيهء ما لزومى است .