بالقياس در عالم وجود ندارد . درميان اين امور عينىاى كه در عالم هست يا وجوب بالقياس حكمفرماست ( آنجا كه وجودهاشان را درنظر مىگيريم ) يا امتناع بالقياس حكمفرماست ( آنجا كه وجود يكى و عدم ديگرى را درنظر مىگيريم ) و ميان عدم هر معلولى با عدم علت خودش هم باز وجوب بالقياس حكمفرماست « 1 » .
هامش
( 1 ) . - استاد ! در اينجا همهء اين عالم را به صورت سلسلهء طولى درنظر گرفتيد در صورتى كه ما سلسلهء عرضى هم داريم .
استاد : نه ، ما گفتيم چون عرْضىها در نهايت امر در طول به يكديگر وابسته مىشوند و در ريشه به يك جا مىپيوندند قهراً بينشان وجوب بالقياس حكمفرماست . مطلبى كه الآن عرض مىكرديم همين بود . قبلا هم گفتيم كه ميان حركت يك برگ درخت بر روى زمين و كوچكترين موجى كه در دورترين كهكشانهاى عالم پديد مىآيد هيچ رابطهء على و معلولى وجود ندارد ، نه اين علت آن است و نه آن علت اين است ، ولى به حكم اينكه عالم در مجموع خودش يك واحد است و به يك اصل - به يك اصل وجوبى - منتهى قهراً بين همينها هم وجوب بالقياس حكمفرماست .