دو بحث را بر هم منطبق كنند يا نكنند .
در اينجا يك بحث ديگرى مىكنند كه از يك نظر لطيفتر و عميقتر هم هست .
ايشان بحث را باز هم به مسألهء حكمت مىكشانند و مىگويند كه سؤال و « لِمَ » بر دو نوع است : « لم » اثباتى و « لم » ثبوتى . در اين مورد بحث از « لم » اثباتى معنى ندارد ، « به چه دليل » گفتن معنى ندارد . بحث در « لم » واقعى است . در « لم » ثبوتى ، سؤال يا از علت فاعلى است و يا از علت غائى . سؤال از علت فاعلى ، مثل اين سؤال كه مىگوييد : چطور مىشود كه اين برق روشن مىشود ؟ آن عاملى كه بهوجودآورندهء اين برق است چيست ؟ چطور مىشود كه قطرات باران از بالا فرو مىريزد ؟ اين سؤال از علت فاعلى است . سؤال از علت غائى جايى است كه مىگوييم : « براى چيست ؟ » يعنى كارى به عامل آن نداريم ، مىپرسيم : عامل كه اين كار را مىكند براى چه مىكند ؟ در محل خود و با نظر دقيق ثابت است كه ذات حقتعالى علةالعلل است ، هم در علت فاعلى و هم در علت غائى ، يعنى او فاعل الفواعل و غايةالغايات است ، يعنى اصلًا جواب « لِمَ » خود اوست ، هم در « لم » فاعلى و هم در « لم » غائى . اگر كسى اين مطلب را درست درك كند ، مىداند كه سؤال از [ فعل ] خدا ، خدايى كه فاعل الفواعل و غاية الغايات است ، يا سؤال از فاعل است كه فاعل كيست ، كه خودش فاعل است ؛ يا سؤال از غايت است كه باز هم او خودش غايةالغايات است ، غايت نهايى خود اوست و وراى او غايتى نيست . اگر ما از [ فعل ] كسى سؤال كنيم كه در فعل خودش غايتى دارد و آن غايت هم زائد بر ذات اوست و خودش غايت نيست ، معنى دارد .
اما [ سؤال ] از [ فعل ] آن چيزى كه خودش « براى » ىِ همهء اشياء است و « لِ » ىِ همهء اشياء است ، « منهُ » ىِ همهء اشياء است ، و « اليهِ » ىِ همهء اشياء است ، معنى ندارد .
وقتى سؤال از فاعل مىكنيم ، سؤال از « منه » مىكنيم و مىپرسيم كه [ فعل ] از كجا ناشى شده است . وقتى از غايت سؤال مىكنيم ، سؤال از « اليه » مىكنيم و مىپرسيم كه فعل به سوى چه صورت گرفته است . اين است كه از غير فاعل سؤال از فاعل مىكنند . مثلًا از من و شما سؤال مىكنند كه فاعل اين باران كيست ؟ و از غير غايت هم سؤال از غايت مىكنند . مثلًا مىگويند باران براى چه نازل مىشود ؟ اما حقيقتى كه خودش غايت كل و مبدأ كل است ، سؤال از فعل او معنى ندارد ، چون فرض او فرض فاعل است و فرض او فرض غايت است . وقتى كه خدا را مىخوانيم و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 443
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٣