هستند . اما آنجا كه اعطاء پول مىشود و كسى به كسى پول اعطاء مىكند قطعاً بايد يك مُعطىاليه وجود داشته باشد ، يعنى بايد يك شخصى و يك چيزى غير از مُعطى و غير از مُعطى كه پول است وجود داشته باشد كه اين پول به او اعطاء شود ؛ بايد يك موجود عينى قبلًا وجود داشته باشد ؛ و الّا اگر قبلًا چيزى وجود نداشته باشد اعطاء پول تحقق پيدا نمىكند . علاوه بر آن سه چيز ، امر چهارمى هم احتياج است و آن اعطاء پول مىباشد . اعطاء غير از معطى و غير از مُعطى و غير از مُعطىاليه است . پس ما به چهار عامل احتياج داريم ، و بلكه حتى عامل پنجمى هم هست كه آن اخذ و پذيرش است . با اينكه مفهوم « اعطاء پول » با مفهوم « اعطاء وجود » با هم فرقى ندارند و همسنگ مىباشند ، حالا سراغ اعطاء وجود مىرويم .
مىگوييم : علت ، مُعطى وجود معلول است . آيا در اينجا معطى يك امر است كه موجِد است ، و معطى يك چيز است كه وجود است ، و معطى اليه يك عامل سوم است ؟ مثلًا مىگوييم « الف » به « ب » اعطاء وجود كرد . آيا بايد يك « الف » باشد و يك « وجود » باشد و يك « ب » باشد كه « الف » وجود را به « ب » بدهد ؟ اگر « ب » باشد كه خودش ديگر وجود دارد ، معنى ندارد كه « الف » به او وجود بدهد ؛ اعطاء وجود به « ب » معنى ندارد . پس معطىاليه در اينجا پايش مىلغزد و نمىتوان يك معطىاليه به آن صورت كه در اعطاء پول داشتيم در اينجا داشت . حالا مىآييم سراغ اعطاء . آيا همانطور كه در پول دادن ، معطى يك چيز است و اعطاء چيز ديگرى است ، در اينجا همچنين است ؟ در آنجا پول چيزى است كه مثلًا در جيب است و اعطاء ، آن عملى است كه پول را برمىدارد و از آنجا به جاى ديگر منتقل مىكند . آيا در باب اعطاء وجود همچنين است كه قبل از عمل اعطاء وجود « ب » در يك كنارى گذاشته شده و بعد معطى مىآيد و آن وجود را برمىدارد و به « ب » مىدهد ؟
اگر وجود « ب » قبل از اعطاء وجود داشته باشد كه ديگر « ب » وجود دارد و اعطاء معنى ندارد ، و به طريق اولى پذيرش هم معنى ندارد . پس باقى مىماند موجِد و ايجاد ؛ يعنى تمام معانى ديگر در ايندو جمعند . يك وجود ، علت است و يك وجود ، معلول . حقيقت وجود معلول همان حقيقت ايجاد است ؛ يعنى وجود معلول وجود تعلقى است . آن معلول ، هم ايجاد است و هم موجَد ، هم معطى است و هم اعطاء و هم معطىاليه ؛ منتها به اعتبار آن ماهيتى كه از او انتزاع مىشود ، آن ماهيت هميشه معطىاليه است . اما ماهيت يك امر اعتبارى است كه در مرحلهء بعد از وجود انتزاع
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣١١