داراى غايات متعدد مىشود ، « چند سويى » مىشود . از مرحلهء نبات كه بالاتر آمد و به مرحلهء حيوانى رسيد باز غاياتش تنوّع بيشترى پيدا مىكند ، در حدّى كه حيوان مىتواند جهت و غايت خود را به حسب شعور خودش تغيير بدهد . يك حيوانى مثلًا به سويى مىرود ، متحرك بالاراده است يعنى به سوى يك غايتى الآن دارد مىرود ، بعد يك عامل خوفى يا شوقى براى او پيش مىآيد و مثلًا احساس مىكند آبى ، علفى اين طرف هست يا صاحبش صدايش مىكند يا صداى بچهاش را مىشنود ، از همان راهى كه رفته برمىگردد و يا به طرف ديگر مىرود . پس حيوان به مرحلهاى از شعور و ادراك و كمال رسيده كه حتى غايات خودش را عوض مىكند و تغيير مىدهد . ولى براى حيوان هميشه غايات آنى مطرح است ، غايات آنى و بالفعل .
انسان كه موجود كاملترى است و ذى رويّه و ذى فكر است ، در كليات فكر مىكند ، دورنگر است ، آينده و گذشتهء دور را مىبيند ، محيطهاى خيلى دور تر را ملاحظه مىكند ، بر خلاف حيوان كه در ميان چند غايت بر اساس غريزه و اميال به سوى يك غايت كشيده مىشود و بعد به سوى غايت ديگر كشيده مىشود بدون اينكه به اصطلاح تأمل كند و غايات را از نظر خود بگذراند و يكى از آنها را ترجيح دهد .
انسان داراى فكر و رويّه است ، به واسطهء فكر مىتواند چند غايت را در آن واحد براى خودش طرح كند و از ميان آنها يكى را ترجيح دهد .
مطلب ديگر اين است كه انسان داراى دو طبيعت است ، يا كأنّه انسان داراى دو شخصيت است : شخصيت طبيعى و شخصيت ادراكى ؛ يعنى انسان يك طبيعتى دارد كه آن طبيعت به سوى مقصدى روان است و كار خودش را انجام مىدهد ؛ حالا شما طبيعت بدنى انسان و دستگاههاى بدنى انسان را در نظر بگيريد ؛ دستگاه تنفس ، دستگاه هاضمه ، دستگاه گردش خون ، همهء اينها كار خودشان را انجام مىدهند و بر اساس يك غايتى حركت مىكنند و كارهاى خود را به طور منظّم و دقيق انجام مىدهند ؛ ولى طبيعت غير شاعر انسان نمىتواند خود به تنهايى به هدفهاى خود برسد مگر اينكه طبيعت ذى شعور انسان يعنى دستگاه ادراكى انسان را استخدام كند و به كار گيرد . اين است كه دستگاههاى طبيعى بدن انسان نيازهاى خود را در دستگاه ادراكى منعكس مىكند . مثلًا فرض كنيد كه طبيعت احتياج به آب دارد ؛ در اين حال در طبيعت ادراكى انسان حالتى منعكس مىشود كه اسم آن حالت « تشنگى » است ؛ انسان در خود يك رنجى احساس مىكند و رنج يك حالت ادراكى است ؛ بعد انسان به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 443
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٣