فلسفهء اولى و اين حكمت چيست ؟ آيا اين تعريفات و توصيفات سه گانه دربارهء يك فنّ است يا دربارهء فنون گوناگون كه همه به اين نام ناميده شده است .
ما اكنون براى تو توضيح مىدهيم كه فلسفهء اولى و حكمت على الاطلاق « 1 » همين علمى است كه اكنون ما در صدد بيان آن هستيم و اينكه توصيفات سه گانهاى كه در تعريف حكمت گفته شده است همه مربوط به يك فنّ است و آن همين است .
قبلًا دانسته شد كه هر علمى موضوع بخصوصى دارد . اكنون ببينيم موضوع اين علم چيست « 2 » ؟ آيا موضوع اين علم وجود خداوند است ، يا وجود خداوند در رديف
هامش
مسألهء اثبات وجود اشياء به وسيلهء حس يا تجربه
ولى مىتوان گفت مقصود از « چيزهايى كه وجودشان احتياج به اثبات دارد » امور غير بديهى و يا شبه بديهى - يعنى امورى كه منتهى به حس يا تجربه يا يكى ديگر از امور ششگانه مىباشد - است و اگر نه ، بايد بگوييم پس همهء حواس ما كه وجود انسان و حيوان و گياه و نبات را اثبات مىكند مسائل فلسفه را اثبات مىكند .
امورى كه با تجربه اثبات مىشود - مانند امور حسّى - در رديف مبادى فلسفه است نه در رديف مسائل فلسفه كه تنها دربارهء امور نظرى و غير بديهى بحث مىكند .
از نظر اين فلاسفه - چنان كه مىدانيم - تجربيّات يكى از بديهيّات ششگانه است . پس به هيچ وجه اثبات وجود يك ميكروب به وسيلهء تجربه يك مسألهء فلسفى به شمار نمىرود .
علم حر و آزاد
( 1 ) . عطف به دو حاشيهء ص 238 دربارهء روابط فلسفه و علوم ، صدرالمتألّهين در اينجا به مناسبت آنكه شيخ اين علم را « حكمت مطلقه » ناميده است مىگويد اين علم حر و آزاد است از نياز به غير خود و از تعلق به ما سواى خود ، و ساير علوم به منزلهء بندگان و خدمتگزاران اين علماند ، زيرا موضوعات ساير علوم ( اگر نظرى باشد ) در اين علم اثبات مىشوند و مقدمات براهين آنها يا مقدمات مقدمات براهين آنها نيز در اين علم اثبات مىشود و همچنانكه موضوعات اين علم ( در نظام خلقت ) مبادى و علل موضوعات ساير علوم است مسائل اين علم نيز مبادى و علل مسائل ساير علومند . پس [ جميع ] علما از آن جهت كه عالمند به منزلهء بندگان و خدمتگزاران عالم الهى مىباشند زيرا در اخذ مبادى علوم و ارزاق معنوى خود نيازمند به او هستند .
( 2 ) . ممكن است گفته شود همان چيزى كه در كتاب « برهان » ولو به طور اشاره گفته شد كه علم