تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بحث دربارهء ذات در دو جهت است : يكى از جهت وجود ذات بارى ، دوم از جهت شؤون و صفاتش . و اگر بحث در وجود بارى شأن و وظيفهء اين علم باشد طبعا ذات بارى موضوع اين علم نخواهد بود زيرا هيچ علمى وظيفه ندارد كه موضوع خود را اثبات كند . عن قريب توضيح خواهيم داد كه بحث از وجود بارى جز در اين علم امكان پذير نيست ، زيرا روشن شد كه اين علم دربارهء امورى بحث مىكند كه چه از نظر وجود و چه از نظر ماهيّت ، مجرد ( بىنياز ) از ماده مىباشند ، و در « طبيعيّات » اثبات شد كه خداوند نه جسم است و نه قوهء جسمانى ، بلكه يگانه و از هر جهت منزّه از ماده و از تغييرهاست . پس بالضروره بايد بحث دربارهء خداوند در اين علم باشد . البتّه آنچه در « طبيعيّات » در اين زمينه گفته شد از « طبيعيّات » بيگانه بود ، لكن نظر به اين بود كه دانشجو هر چه زودتر به وجود مبدأ نخستين واقف گردد تا در او رغبت بيشتر در اقتباس علوم و رهسپارى به مقام توحيد حاصل گردد « 1 » . و چون بالضروره اين علم ( مانند همهء علوم ديگر ) موضوع معيّنى دارد كه در اطراف آن بحث مىكند و معلوم شد آن چيزى كه گمان مىرفت موضوع اين علم است ( ذات حق ) موضوع اين علم نيست ( بلكه از مسائل و مطالب آن است ) پس بايد ببينيم موضوع اين علم چيست ؟ آيا موضوع اين علم ، علل و اسباب چهارگانهء نهايى است « 2 » نه يكى بالخصوص از آنها ( ذات حق ) زيرا قبلًا روشن شد كه نتوان ذات حق را موضوع اين علم فرض كرد ؟ البتّه بعضى چنين انديشيده و موضوع اين علم را « علل چهارگانهء نهايى » دانسته‌اند . امّا نظر و كاوش در علل و اسباب نيز چند گونه ممكن است صورت گيرد : يا از آن
هامش
( 1 ) . ولى صدرالمتألّهين در تعليقات شفا بيان لطيفى دارد در اين زمينه مبنى بر اينكه حيثيّت بحث در طبيعيّات يا حيثيّت بحث در الهيّات فرق مىكند و از آن حيث كه در آنجا بحث شده جزء طبيعيّات است و از آن جهت كه در الهيّات بحث مىشود جزء الهيّات است . در طبيعيّات از جنبهء فاعليّت و محرّكيّت ذات بارى بحث مىشود و در حقيقت از جنبهء وجود لغيره او بحث مىشود و لهذا جزء عوارض جسم طبيعى است ولى در الهيّات از وجود فى نفسه او بحث مىشود . پس صحيح نيست كه بگوييم : « كان غريبا عن الطبيعيات و مستعملا فيها منه ما ليس منها » . ( 2 ) يعنى فاعل نخستين ، مادهء نخستين ، غايت آخرين و صورت آخرين .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 244 | مرتضى مطهرى