تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
هامش
است به اينكه بداند ، و غايت دوم كه علم اعتبارى و قراردادى است كمال نفس است به اينكه بداند كه خوب عمل كند . 2 . آراء و عقايد در علوم عملى ابزار و وسيله‌اند براى نفس كه چگونه عمل كند و به هدفهاى عملى خود برسد بر خلاف آراء و عقايد نظرى . 3 . آراء و عقايد عملى ، قراردادى و اعتبارى مىباشند و به تعبير خود شيخ « اصطلاحى » * مىباشند و از نظر ديگر از مشهورات و مقبولاتند * * نه از يقينيّات و چون اعتبارى و قراردادى مىباشند به هيچ وجه ضرورى و دائمى و كلّى نمىباشند ؛ يعنى قابل تغييرند و هم ممكن است عقول در محيطها و زمانهاى مختلف دربارهء آنها به اختلاف حكم كنند . از كلمات بوعلى بيش از اين استفاده نمىشود و اگر كسى بپرسد چرا اين دسته از علوم را اعتبارى مىدانيد و آن دسته را حقيقى ؟ ماهيّت [ علوم ] اعتبارى چيست ؟ تفاوت آنها با علوم حقيقى چيست ؟ چرا علومى مانند طبّ و منطق را با آنهمه فوائد و آثار عملى در رديف علوم نظرى مىشماريد و علوم اخلاقى و مقررات اجتماعى را جزء علوم عملى ؟ پاسخ هيچيك از اينها را به طور روشن از كلمات بوعلى نمىتوان به دست آورد . ماهيّت ادراكات اعتبارى و تفاوتهاى آنها با ادراكات حقيقى براى اولين بار به وسيلهء برخى از اساتيد عظام ما تشريح و توضيح داده شده است كه در شرق و غرب بىسابقه است . نظر به اينكه بيان آن مستلزم بحث زيادى است ما از توضيح آن صرف نظر مىكنيم . ولى در اينجا به برخى از نتايج آن بيان اشاره مىكنيم . طبق آن بيان ماهيّت علوم عملى با ماهيّت علوم نظرى متفاوت است . ماهيّت علوم نظرى ادراك امورى است كه « هست » و ماهيّت علوم اعتبارى ادراك امورى است كه « بايد » ؛ و به عبارت بهتر و كامل‌تر : ماهيّت علوم نظرى ادراكاتى است كه تعلّق دارد به هستى اشياء و روابط آنها ، و قضايايى كه مورد تعلّق آن ادراكات است يك سلسله قضاياى خبريّه است ، مثل ادراك اينكه جسم موجود است يا جسم متناهى است و امثال آنها ؛ امّا علوم اعتبارى يك سلسله ادراكاتى است كه به « بايد » ها تعلّق مىگيرد . ماهيّت اين ادراكات « بايد » ها و « نبايد » هاست . قضايايى كه در مورد اين ادراكات تشكيل مىشود قضايايى انشائى است نه خبرى . نكته‌اى كه در اينجا مىتوانيم استفاده كنيم اين است كه لزومى ندارد ملاك تقسيم علوم را به نظرى و عملى ، غايت و هدف قرار دهيم به شكلى كه بيان شد . آن بيان مبنى بر برخى ملاحظات ماوراءالطبيعى دربارهء نفس و روح است كه مورد قبول حكماى امروزى نيست و يا لااقل مورد ترديد آنهاست از قبيل جوهريّت نفس ، بساطت نفس ، وجود عالم عقول ، توجه ذاتى نفس به اينكه ( * ) طبيعيات شفا صفحهء 291 ، نجات صفحهء 163 : اصلاحيه . . . ( * * ) طبيعيات شفا صفحهء 347 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 232 | مرتضى مطهرى