تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
هامش
وجود دارد : يكى اينكه تعقّلاتش دربارهء هستى به صورت بالفعل درآيد و جهانى گردد علمى مشابه جهان عينى ، و به عبارت ديگر نسخه‌اى علمى از جهان عينى بشود ، و كمال ديگرش اين است كه به صورت قدرت قاهره‌اى بر بدن و خواهشها و تمايلات بدنى درآيد و تحت راهنماييهاى عقل نظرى بدن و شؤون بدنى يعنى زندگى فردى و اجتماعى را كه تحت تدبير اوست رهبرى كند . و چنان كه قبلًا از شيخ نقل كرديم به عقيدهء اين حكما در همهء علوم هدف تكميل نفس است ، منتهاى امر گاهى تكميل نفس به اينكه فقط بداند و گاهى تكميل نفس به اينكه بداند كه عمل كند . علوم نظرى كه محصول توجّه ذاتى نفس به بالاست علومى است كه ارزش‌شان ارزش حقيقى است يعنى حقايق عينى را بر انسان كشف مىكنند و همانها هستند كه انسان را به صورت نسخه‌اى علمى از جهان عينى در مىآورند ؛ امّا علوم عملى ارزش قراردادى و اعتبارى دارند و به هيچ وجه ارزش كشف حقيقت ندارند . ارزش اين علوم فقط و فقط « وسيله‌اى » است ؛ يعنى نفس اينها را وضع و قرارداد مىكند به عنوان ابزارهايى براى رسيدن در مقام عمل به هدفها و منظورهاى خارجى خود در راه زندگى بهتر فردى و اجتماعى . علومى مانند منطق و طبّ و فيزيك و شيمى كاشف يك سلسله حقايق عينى مىباشند و لهذا جزء علوم نظرى به شمار مىروند . از نظر حكماى الهى ، توجّه ذاتى نفس به اين حقايق براى اين است كه به كمال عقلانى خود نائل گردد و آثار و فوائد عملى آنها آثار و فوائد تبعى و استجرارى است . و امّا اينكه انسان به حسب شعور ظاهر خود اين علوم را نه براى خود آن علوم بلكه براى فوائد و آثار مادى و معنوى مربوط به زندگى جستجو مىكند مطلب ديگرى است كه از محل بحث ما خارج است . ولى علومى مانند اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن كه دربارهء بهترين و نيك‌ترين كارها و خلق و خوها و عالىترين مقررات اجتماعى بحث مىكنند هيچ جنبهء كشف حقيقت در آنها نيست بلكه تنها وظايف و تكاليف را مشخص مىكنند و از زيبايى و زشتى برخى كارها بحث مىكنند كه از امور مشهوره و مقبوله مىباشند نه از اصول عقلانى و برهانى . تا اين حدود كه گفته شد ، از مطاوى كلمات بوعلى مىتوان استفاده كرد و ديگران - حتى امثال خواجه و صدرالمتألّهين - تا اين اندازه هم پيش نرفته‌اند . بوعلى علاوه بر آنچه در اول منطق و اول الهيّات مستقيماً متعرض مسألهء تقسيم علوم شده است ، در دو مورد از طبيعيّات و در كتاب نجات به طور غير مستقيم وارد شده يعنى دربارهء عقل نظرى و عقل عملى كه ريشهء اين تقسيم است به بحث پرداخته و آن را تا حدودى روشن كرده است . از كلمات بوعلى مجموعا اين سه نكته استفاده مىشود : 1 . علوم نظرى محصول توجّه ذاتى نفس ( عقل ) به جهان بالاتر است و غايت نفس ( عقل ) از اين توجّه اين است كه به صورت عقل بالفعل درآيد ، و علوم عملى محصول توجّه نفس ( عقل ) به تدبير بدن است ؛ و غايت هر دو كمال نفس است ولى غايت اوّلى كه علم حقيقى است كمال نفس
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 231 | مرتضى مطهرى