تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
هامش
شكل بشود . از كلمات حكما همچنين تمايزى برنمىآيد . آنچه از كلمات حكما خصوصا شيخ برمىآيد اين است كه هر چند مبناى ساير تقسيمات از قبيل تقسيم حكمت نظرى به اقسام خودش و تقسيم برخى از آن اقسام به اقسام كوچك‌تر ، و تقسيم حكمت عملى به اقسام خودش ، موضوعات علوم است ؛ امّا مبناى اولين تقسيم علوم عقلى ، يعنى تقسيم حكمت به نظرى و عملى ، موضوعات آنها نيست بلكه آنچه در اين تقسيم مبنا قرار گرفته است « هدف » و « منظور » از اين علوم است . در حكمت نظرى هدف از علم خود علم است ؛ يعنى هدف از علم رفاه و كمال و فعليّت يافتن استعداد عقلانى بشر است و اين همان چيزى است كه احيانا در تعريف « حكمت » آورده مىشود : « صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينىّ » امّا هدف حكمت عملى عمل است . شيخ در فصل دوم از صفحهء اول منطق الشفا مىگويد : « هدف و غرض از فلسفه اين است كه انسان تا آن اندازه كه ممكن است بر حقايق اشياء واقف گردد . اشياء موجود بر دو قسم‌اند : يا امورى هستند كه وجود آنها به اختيار ما نيست و يا امورى هستند كه وجود آنها با اختيار و فعل ما صورت مىگيرد . معرفت قسم اول « حكمت نظرى » و معرفت قسم دوم « حكمت عملى » ناميده مىشود . در فلسفهء نظرى غايت و هدف تكميل نفس است به اينكه فقط بداند ، و در فلسفهء عملى غايت و هدف تكميل نفس است نه تنها به اينكه بداند بل به اينكه بداند كه عمل كند . پس غايت فلسفهء نظرى اعتقاد به رأيى است كه عملى نيست و غايت فلسفهء عملى معرفت رأيى است كه هويّت آن رأى اين است كه دربارهء عملى است . به همين جهت حكمت نظرى اولويّت دارد كه « نظرى » ناميده شود . » در اينجا سؤال ديگرى پديد مىآيد و آن اينكه : اگر هدف و غايت را ملاك قرار دهيم لازم مىآيد منطق و طب و همهء علوم فنّى از قبيل كتابت و خيّاطى و حتّى بسيارى از علوم طبيعى و رياضى جزء علوم عملى قرار گيرد ، زيرا هدف نهايى از همهء اينها عمل است . منطق براى آن خوانده مىشود كه عملا جلوى خطاى ذهن گرفته شود و طب از آن جهت خوانده مىشود كه عملا صحّت بدن حفظ و با بيماريهاى بدن مبارزه شود و همچنين بسيارى از علوم ديگر ، و حال آنكه حكما و از جمله خود بوعلى اين علوم را جزء علوم نظرى محسوب مىدارند . در تعليقهء صدرالمتألّهين بر الهيّات شفا تلويحا اين سؤال و پاسخ آن مطرح شده است ، امّا بازگشت سخن صدرا در حلّ اشكال به اين است كه ملاك تقسيم علوم به نظرى و عملى همانا موضوعات آنهاست . صدرا از شرح قطب الدين شيرازى بر كلّيّات قانون نقل مىكند كه : « كلمهء « نظرى » و « عملى » در تقسيمات علوم سه اصطلاح متفاوت دارد : گاهى مىگويند علم نظرى يعنى علمى كه به هيچ وجه به عمل يا كيفيّت عمل ارتباط ندارد ، و عملى يعنى علمى كه به عمل يا كيفيّت عمل مربوط است . به حسب اين اصطلاح ، منطق و حكمت عملى و طبّ عملى ( يعنى طبّ منهاى كلّيّات ) و علم كتابت و خياطت و امثال اينها جزء علوم عملى هستند . و گاهى مىگويند « علوم نظرى » و مقصود علومى است كه موضوع آن علوم چيزهايى غير از اعمال اختيارى ماست و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 229 | مرتضى مطهرى