هامش
در باب تقسيمات علوم و اينكه بهترين تقسيم چيست ، سخنانى گفته شده و مىشود . در قرون اخير برخى فلاسفه مانند فرانسيس بيكن و اگوست كنت و ديگران هر كدام علوم را به شكل خاص تقسيم و دستهبندى كردهاند . اينكه بهترين و منطقىترين آن دستهبنديها چيست ، فعلًا مورد بحث ما نيست . قدر مسلّم اين است كه هنوز يك تقسيم و دستهبندى كه مقبوليّت عام يافته باشد پديد نيامده است و به عقيدهء ما مبناى تقسيم قدما براى متأخّرين روشن نشده است و حتى در ميان خود قدما هم كمتر فردى به عمق اين مطلب رسيده است و لهذا پارهاى اشكالات در اين زمينه لاينحل مانده است . ما در اينجا اين اشكالات را با راه حلّى كه خود انتخاب كردهايم ذكر مىكنيم .
مطلبى كه اول لازم است ما مورد بحث قرار دهيم اين است كه مبناى قدما در تقسيمبندى علوم چيست ؟ آنها چه چيز را ملاك تقسيم و دستهبندى قرار دادهاند ؟
قدما و در رأس همهء آنها ابن سينا - كه از همه مشروحتر در اين باره سخن گفته است - در تقسيمات علوم « موضوعات » علوم را ملاك قرار دادهاند . اين مطلب در تقسيم حكمت نظرى به سه شاخهء الهى ، رياضى ، طبيعى ، و همچنين در تقسيم حكمت عملى به سه شاخهء اخلاق ، تدبير منزل ، سياست مدن كاملا پيداست . اساساً قدما در منطق در فصل مربوط به تمايز و مناسبات علوم تصريح مىكنند كه آن چيزى كه ميان مسائل يك علم وحدت ايجاد مىكند و آنها را به صورت علم واحد در مىآورد و آنها را از مسائل علم ديگر جدا و متمايز مىكند موضوع علم است و بنابراين انقسامات و شاخه شاخه شدن موضوعات است كه علوم را به شاخهها و بخشهاى مخصوص منقسم مىنمايد .
مقصود از علم واحد اين است كه مسائل آن علم در حكم افراد نوع واحد به شمار مىروند كه داراى يك ماهيّتاند و تفاوت در مشخّصات فردى است .
ولى يك سؤال باقى مىماند و آن اينكه : شك نيست كه در تقسيم حكمت نظرى به اقسام خود و همچنين تقسيم حكمت عملى به اقسام خودش آن چيزى كه مبنا قرار گرفته موضوعات است . آيا در تقسيم اوّلى علوم فلسفى كه آنها را از اول به دو قسم نظرى و عملى تقسيم مىكنند نيز موضوع در نظر گرفته شده است يا نه ؟ موضوع علوم عملى افعال اختيارى انسان است و موضوع علوم نظرى چيزهاى ديگر است و در واقع موضوع علوم نظرى همه چيز ديگر غير از افعال اختيارى انسان است . اگر بگوييم مبناى اولين تقسيم علوم عقلى همانا اختلاف موضوعات آنهاست اين اشكال وارد مىشود كه چه امتياز و تفاوتى ميان اعمال اختيارى انسان و همهء موضوعات ديگر اعمّ از مجرد و مادى است كه حساب آن را از اول از همهء آنها جدا و مجزا مىكند ؟ اعمال و افعال اختيارى انسان داخل در مقولهء « ان يفعل » است كه يكى از مقولات است و تفاوت خاصّى با ساير مقولات ندارد .
حقيقت اين است كه مبناى تقسيم اوّلى علوم به نظرى و عملى ، اختلاف موضوعات نيست ؛ موضوع حكمت عملى با موضوع حكمت نظرى آنقدر اختلاف ندارد كه مبناى يك تقسيم به اين