برهان قوّه و فعل در اثبات وجود مادهء اولى
برهان قوه و فعل برهان سادهترى است و خلاصهء آن برهان اين است كه هر جسمى در آن واحد چيزى است كه هست و چيزى است كه مىتواند چيز ديگر بشود . هر جسمى در آن واحد داراى دو حيثيت است . اگر اجسام عالم اينجور بودند كه همين بودند كه هستند و در اينها امكان شدن چيز ديگر نمىبود ، اينجا ما حرفى نداشتيم ، مىگفتيم بسيار خوب اين جسم همين است كه بالفعل است و فعليت دارد ، همين صورت جسميه قدر مسلّم در او فعليت دارد ؛ و ما دليلى نداشتيم كه غير از صورت جسميه چيز ديگرى هم تشخيص بدهيم . ولى ما مىدانيم كه هر جسمى در عين اينكه چيزى است كه هست در عين حال چيزى است كه امكان شدن چيز ديگر را هم دارد ؛ يعنى هر چيزى از آن جهت كه چيزى است كه هست ، شيئى است بالفعل ، و از جهت آن شىء ديگر كه امكان آن شىء ديگر در او هست ، شيئى است بالقوه . پس در آن واحد ، اين هم اين شىء است هم آن شىء ؛ اين شىء است بالفعل ، آن شىء است بالقوه . مثلًا جسمى الآن جسم « الف » است ، ولى ممكن است « ب » باشد . پس اين در آن واحد هم الف است هم ب ؛ و البته امكان ندارد در آن واحد هم الف بالفعل باشد هم ب ، يعنى دو ماهيت مختلف داشته باشد . ولى به اين نحو امكان دارد كه الف است بالفعل ، و ب است بالقوه ؛ الف هست و مىتواند ب باشد . حالا مىخواهيم ببينيم كه آيا اين دو حيثيّت هر دو يكى است ؟ يعنى اين شىء از همان حيث كه الف است بالفعل ، از همان حيث ب است بالقوه ؟ يعنى فعليت الف عين قوه بودن ب است ؟ يا اينكه نه ، فعليتى از آن حيث كه يك فعليت است ابا دارد كه فعليت ديگر باشد ، فعليتها يكديگر را ابا دارند ، بايد يك چيز ديگرى در آن باشد كه به موجب آن چيز ديگر ، مىشود ب باشد ؛ يعنى مناط بالقوه ب بودن ، غير از مناط بالفعل الف بودن است .
پس در اين جهت شكى نيست كه آنچه در طبيعت است بالفعل چيزى است كه هست و بالقوه چيزى است كه مىتواند باشد . ولى آيا جهت بالقوه و جهت فعليت هر دو يكى است ؟ يعنى اين از همان حيث كه الف است بالفعل ، از همان حيث ب است بالقوه ؟ ( ممكن است كسى بيايد چنين حرفى بزند ، بگويد چه مانعى دارد كه يك حيثيت واحد ، بالفعل يك شىء باشد و همان ، بالقوه يك شىء ديگر باشد ؟ ) يا اينكه نه ،