تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
دارد در بعضى جاها ندارد ، در يك زمان دارد در يك زمان ديگر ندارد ؛ يعنى اين اساساً ذاتىاش است ؛ يعنى اين نحوهء وجودش است ، جز به اين نحوه وجود نمىتواند موجود باشد . اين است كه بحث راجع به اينكه « صورت منفك از ماده نيست » را به همين اقتصار در اين چند سطر بيان مىكنند كه در كتابهاى ديگر تحت عنوان « فى أن الهيولى لاتتجرّد عن الصورة » يا « فى أن الصورة ( مثلًا ) لا ينفكّ عن الهيولى » يا تحت عنوان « تلازم ماده و صورت » ذكر مىكنند . « تلازم » كه مىگويند از دو طرف مىگويند يعنى هر صورتى مستلزم وجود ماده است و هر ماده‌اى مستلزم وجود صورت است . در ناحيهء صورت ، شيخ به همين اختصار گذرانده . در ناحيهء ماده چطور ؟ آيا مىشود مادّه مجرد از صورت باشد ؟ اينكه ماده آيا مجرد از صورت مىشود يا نمىشود اين را شيخ اندكى مفصل‌تر وارد شده و اتفاقا اين يك درس خوبى هم هست و الآن من هر چه فكر كردم درست يادم نيامد ولى در وقتى كه درس شفا را مىگفتم آنجا در ذهنم بود ، حالا شايد هم در اين بين در ذهنم بيايد كه براى بعضى از مسائلى كه در عصر جديد هم مطرح است اين بحث خيلى مفيد و لازم است ؛ مسألهء اينكه آيا امكان اين هست كه ماده ولو در يك « آن » عارى از صورت باشد ؛ يا نه ، ماده ولو يك آن هم عارى از صورت امكان وجود ندارد ؟ مىدانيد كه بحثهاى امروز دربارهء مادّه فرضياتى را پيش آورده كه مسأله خيلى به اصطلاح دقيق و مفيد شده است . در سابق بيش از اين در باب ماده و جسم تصوير نمىكردند ؛ جسم را مىگفتند يعنى صورت جسميه ، همان جوهرى كه داراى ابعاد سه گانه است . تحولاتى كه در صورت جسميه فرض مىكردند بيش از حد فصل و وصل نبود ، يعنى اينكه يك صورت جسميه با يك نيرويى كه از خارج بر آن وارد بشود تبديل به دو تا بشود يا دو تا تبديل به يكى بشود . اينكه يكى تبديل به دو تا بشود مىگفتند « فصل » ، دو تا تبديل به يكى بشود مىگفتند « وصل » . در عصر جديد نظريّات راجع به ماده در ابتدا در جهت همان صورت جسميه سير مىكرد ، در همان جهتى كه شيخ اشراق قائل بود ؛ ديگر مسألهء هيولاى اولاى قدما را فرض نمىكردند ، دنبالش هم نمىرفتند و براى آنها ماده يعنى آن چيزى كه از او اشياء به وجود آمده است ، يعنى آن مايهء به وجود آمدن اشياء است و هر چه را ما مىبينيم شكلها و صورتهايى است كه بر او عارض شده است . اصلًا ماده را كه ماده مىگويند به اين اعتبار مىگويند ؛ آن چيزى ، آن حالت بسيط ترى كه اينهمه اشكال و صور و تنوعات و اختلافاتى كه در