يعنى عالمى كه از چهار عنصر آب ، خاك ، آتش و هوا به وجود آمده است - دائما فصل و وصل صورت مىگيرد ، يعنى چند جسم يك جسم مىگردد و يك جسم به صورت چند جسم درمىآيد ، و آنجا كه يك جسم به صورت چند جسم درمىآيد معنايش اين است كه يك حقيقتى كه تمام حقيقتش اتصال است به صورت چند حقيقت درمىآيد كه حقيقت هر كدام هم اتصال است ، يعنى آن اتصال معدوم مىشود و چند اتصال ديگر به وجود مىآيد ؛ و يا هر چند اتصال به يك اتصال مبدل مىشود ، يعنى آن چند تا معدوم مىشوند و اتصال جديد به وجود مىآيد . ولى از طرفى مىدانيم كه معدوم شدن چند اتصال و به صورت يك اتصال درآمدن نه به اين معنى است كه به كلى معدوم مىشوند يعنى عدم مطلق مىشوند و يك چيزى از نو به وجود مىآيد .
مىگويند بنا بر قول اشراقيين يا بايد قائل شويم چنين چيزى صورت نمىگيرد ، يا اگر گفتيم صورت مىگيرد ، يك متصل كه تبديل به چند متصل مىشود يعنى يك جسم كه تبديل به چند جسم مىشود بايد فرض كنيم آن حرف نامعقول را كه آن به كلى نابود مىشود و اينها از نو به وجود مىآيند ! [ و هر دو باطل است ؛ درست اين است كه در اينجا ] از آن [ جسم ] چيزى معدوم مىشود و چيزى باقى مىماند ؛ آن چيز معدوم شده صورت جسميه است و آن چيزى كه باقى مىماند مادهاى است كه آن صورت جسميه را داشته به صورت وحدت ، و حالا دو صورت جسميهء ديگر پيدا مىكند به صورت كثرت . پس ماده باقى است و صورت تغيير مىكند .
اين خلاصهء برهانى بود كه اينها از راه فصل و وصل اقامه مىكنند . البته اينجا خيلى مختصر گفته و باز ما مفصل گفتهايم و در منظومه اين را با يك مقدمات بيشترى گفته است ؛ براى تفهيم مطلب در دو سه ورق منظومه گفته است كه رساتر و مفيدتر است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٩