چيز است كه متطوّر شده به اين صورتهاى مختلف .
اكنون ما شكلها و صورتهاى مختلفى را مىبينيم . فرض كنيد چيزى را به صورت كاغذ و چيزى را به صورت فلز ، يك چيز را به صورت حيوان يا گياه مىبينيم . مسلّم اين است كه اين كاغذ اول كاغذ نبوده ، چيز ديگرى بوده كه به صورت اين كاغذ درآمده . اين فلز نيز اول فلز نبوده ، چيز ديگرى بوده كه به صورت اين فلز درآمده است ؛ و چه بسا كه آن چيز ديگر كه به صورت فلز درآمده به صورت كاغذ نمىتوانست دربيايد و آن شىء كه به صورت كاغذ درآمده به صورت فلز نمىتوانست در بيايد . آن را ما مادهء فلز مىگوييم ، و اين را مادهء كاغذ .
ولى تقريباً درهمهء نحلههاى فلسفى اين مطلب را قبول دارند كه در نهايت امر همهء اين چيزها به يك مادهء اصلى برمىگردد ؛ يعنى درست است كه آن چيزى كه قابل تبديل شدن به كاغذ است غير از آن چيزى است كه قابل تبديل شدن به فلز است ؛ مادهء او غير از مادهء اين است ؛ ولى اينها مادههاى ثانيه هستند يعنى مادهء اول نيستند . او خودش يك مادهاى است با يك صورتهايى . ماده با يك صورتهاى بالخصوص فقط مادهء يك شىء خاص مىتواند باشد نه مادهء همهء اشياء ؛ يعنى اگر ما آن را تحليل كنيم به مادهء اصلى خودش و باز آن ماده را هم به مادهء اصلى خودش ، تا برسيم به مادهاى كه ديگر ماده ندارد ؛ اين را هم برگردانيم به مادهء اصلى خودش و آن ماده را به مادهء اصلى خودش ، تا برسيم به مادهاى كه ماده ندارد ، حاصلش - كه آن مادهاى است كه ماده ندارد - در همهء اينها يك چيز از آب درمىآيد . تا اين مقدار همهء نحلههاى فلسفى قبول دارند كه هر چيزى از اين اشيائى كه الآن مىبينيم مادهاى دارد كه آن را « مادهء ثانيه » مىگوييم و همهء مادههاى ثانيه در نهايت امر به يك مادهء اوليه برمىگردند ، ولى بحث در اين است كه آن مادهء اولى چيست « 1 » ؟
هامش
( 1 ) . سؤال : اين احتمال نيست كه مادهء ثانيه از همان اول مادهء ثانيه بوده و ديگر مادهء اوليه نداشته باشد ؟
استاد : آيا مقصودتان اول زمانى است ، يا مقصود اين است كه الان تحليل مىشود به ماده و صورت ؟ ما به چيزى مادهء ثانيه مىگوئيم كه وقتى تحليل مىكنيم به دو شىء برگردد به مادهاى و صورتى . اگر فرض كنيم كه تحليل نشود خودش مادهء اولى است ، پس چيزى مادهء ثانيه است كه تحليل مىشود به ماده و صورت ، پس غرض ما اين است كه همهء مادهها به مادهء اولى برمىگردد ، حال مىخواهد به يك واسطه برگردد و يا به هزار واسطه به مادهء اولى برگردد .
سؤال : نمىتوان گفت موجودى از ازل مادهء ثانيه بوده است ؟
استاد : كسى قائل نيست كه اول ثانيه بوده بلكه مىگويند اول مادهء اولى بوده است .