آمل
شهر آمل بر روى كرانهء چپ يك رودخانهء قابل توجهى به نام هراز كه آبش تند است بنا شده است . اين رودخانه اخيرا يك پل خيلى زيبا را كه ده چشمه داشته و با سنگ و آجر ساخته شده بود از جا كنده و با خود برده است . اكنون بايد كمى پائينتر باگدار گذشت . آب آن به دو شاخه بخش مىشود و بر روى سنگريزهها و تختهسنگهاى گندهء هموار روان است . بر روى كرانهء چپ آثار يك حصار آجرى كه تا حدى منظم است بجا مانده و اين حصار ، شهر را از اين پهلو مىبسته است .
اكنون از چندين مدخل مىتوان داخل شهر شد . در پهلوى غربى هيچگونه ديوارى يا حصارى نيست . خانهها در ميان درختها در يك محوطهء فراخى پراكنده به چشم مىخورند . شمارهء خانههاى آنجا تقريبا سه هزار تا است ولى بخش بزرگى از آنها در آن موقع خالى بود ، زيرا كه بزرگان آنجا و بسيارى دهقانان به كوهستانها رفته و هنوز برنگشته بودند . خيلى كارگر آهنكار در آمل به چشم مىخورد . در پيرامون قلمرو آنجاست كه معدنهاى مازندران را استخراج مىكنند . بيشتر كوره و كارگاه آهنگرىها در قلمرو نور بر روى رود هراز و شعبههايش گرد هم آمدهاند .
اكنون ببينيم كه اين استخراج عبارت از چيست :
دو خانواده باهم در جنگلى كه به رودخانه دسترسى داشته باشد مستقر مىشوند .
آنها يك تنور خيلى زمخت مىسازند و به آن يك دم آهنگرى نصب مىنمايند و در همان هنگام به كار ساختن يك منبع بزرگ سفالى مشغولند كه در آنجا زغال لازم براى كار خود را درست مىكنند . هنگامى كه اين ساختمان خشك شد همه به گرد