بارفروش
بارفروش از آمل به توسط يك جلگهء باتلاقى كه پوشيده از كشتزار و نيزارها و سرخس است جدا مىباشد . چندين جويبار بزرگ آن را بريده و شكافتهاند .
هنگامى كه هوا بد است كشاورزان در زير يك سايبان كوچك كلبهاى كه با ساقههاى غلات درست شده و بر روى صفهاى بنا گرديده كه كف آن ده تا دوازده پا از زمين بلندتر است چنباتمه مىزنند و از باران در امان هستند و در آنجا به ساختن زنبيلها و كارهاى ديگر زنبيلبافى مىپردازند . جهت راه به سوى مشرق ولى كمى به سوى شمال متمايل است . راه شاه عباسى تقريبا به خط راست است ولى ناچار مىشوند كه چندينبار آن را ترك كنند چون از باتلاقها مىگذرد در نيمساعتى شهر از رود نيرومندى بايد گذشت كه بر رويش پل خيلى زيبائى است كه ده چشمه دارد و دو تا ستون چارگوش بلند دو سوى آن را زيور بخشيده است . نام اين رود بابل است و از فيروزكوه سرچشمه مىگيرد كه هيجده فرسخى جنوب ، جنوب شرقى است و در مشهدسر به دريا مىريزد و آن در چهار فرسخى شمالى بارفروش است . محوطهء واقع ميان پل و شهر پست است . در اينجا باتلاقهاى بسيارى ديده مىشود و شاليزارهاى خيلى زيبا كمى آنورتر به چشم مىخورند . راه بر روى يك لبهء پهن نهر ساخته شده و بعدا دور يك بركهاى كه در ميانش يك جزيرهء كوچكى كه پر از درخت نارنج است مىچرخد . شاه عباس بزرگ در آنجا كاخى برپا كرده بود كه ديرگاهى است رو به ويرانى است ولى شاه كنونى كوشكهاى تازهاى برپا نموده است . جزيره به وسيلهء يك پل كه بيست و نه پايه دارد به شهر