به حاشيهء جنگلها و كشتزارها محدود مىشود . اين راه خيلى خستهكننده است زيرا سفت نيست و از ماسه انباشته شده است . تنها نوع صدفهائى را كه يافتم از نوع پلرينها « 1 » و مخروطهاى حلزونى به اندازههاى مختلف بود ولى بطور كلى خيلى كوچك بودند . همهء اين كرانه از جزيره و نيزار عارى است اينجا خيلى از گيلان شيبدارتر مىباشد ولى بندرى ندارد . گاهگاهى تخته سنگهائى به چشم مىخورد كه كمى آب در آن هست . باد معمولى آن خنك و از شرق ، شمال شرق مىوزد .
موقة هنگامى كه باران زياد بر كوهسار مىبارد باد تغيير مىكند ؛ هرچند كه كوهها در چندين ناحيه خيلى نزديك به ساحل است ، كم پيش مىآيد كه باران به ما برسد .
من در انزلى هم به همين حالت برخوردم و هنگام اقامتمان در آنجا هيچ نباريد در صورتى كه در رشت هوا وحشتناك بود .
تمام ايستگاهها در داخل جنگل و در نيم فرسخى يا يك فرسخى دريا هستند .
هنگامى كه از رشت راه بيفتيم مىرسيم به لاهيجان ( نه فرسخ ) ، به رودسر ( هشت فرسخ و نيم ) ، سختسر ( هفت فرسخ ) ، خرمآباد ( هفت فرسخ ) ، اسپيدجون ( هفت فرسخ ) ، كردكنار ( هشت فرسخ ) ، كسكرمحله ( هشت فرسخ ) ، ايزده ( شش فرسخ و نيم ) ، ملاكلا [ كله ] ( شش فرسخ ) ، بارفروش ( هشت فرسخ ) و روىهمرفته هفتاد و پنج فرسخ ( ليو ) مىشود . بايد توجه داشت كه يك كاروان كه در كرانه چادر بزند و داخل دهكده نشود تقريبا پانزده فرسخ راه كمتر مىپيمايد . ما از سختسر تا كسكرمحله جز سه تا قايق بادبان برافراشته نديديم و آنها خيلى از نزديك كرانه مىگذشتند .
در چهار ساعتى كردكنار يك فضاى كوچكى كه پوشيده از تخته سنگهاى بزرگ و سنگ خار است مىيابيم . اين محوطه تا اندازهاى در دريا پيش مىرود .
يك كشتى روسى ده سالى هست كه در آنجا خرد گرديده است . علاوه بر اين همهء داخل اين سرزمين از نظر چشمانداز و نوع محصولات خيلى شبيه به گيلان
هامش
( 1 ) -Pelerine