گاوهاى نر كوهاندار درميان آنها به نظر مىآيند كه سلطان اين چراگاهها مىباشند ؛ آنها خيلى زيباتر از گاو نرهاى كرانههاى خليجفارس هستند .
چارپايان و ستوران باركش :
گوسفندان خيلى ضعيف و نزار هستند و كم زاد و ولد مىكنند . آنها مانند گوسفندان عراق و تركيهء آسيا دنبه ندارند تقريبا تنها گوشتى را كه مىخورند همين است . مردم آنجا با كمى مهارت مىتوانند گوشت خيلى لذيذى با شكارهاى جنگلهايشان بدست بياورند ولى نه طرز به كار بردن ساچمه را براى شكار مىدانند و نه هيچگونه روشهاى ديگرى را كه ما در اروپا براى اين تفريح به كار مىبريم .
حتى كم پيش مىآيد كه در مازندران قرقاولهائى را كه در مرغزار بلند مىكنند با گلوله بيندازند . در برخى نواحى آنجا غاز و اردكهاى خانگى ، مرغهاى متعارفى ، برخى ديگر كه تا حدى شبيه به مرغهاى شاخدار هستند و رنگرنگ مىشوند يا به رنگ سينهء كفترى مىباشند . بارى يك نوع سومى هم هست كه ويژهء گيلان و شيروان است . آنها خيلى پا بلند و بسيار گنده مىباشند ؛ ران آنها پر گوشت و از پر عارى و لخت است .
گرازها فراوانند و به كشتزارها گزند بسيار مىزنند ولى مسلمانان اين جاندار را نجس مىدانند و هنگامى كه آن را شكار مىكنند گوشتش را به سگهايشان مىدهند و خيلى با دقت از دست زدن فورى به آن پرهيز مىكنند .
اسب در مازندران به ويژه به اندازه زاد و ولد مىكند ، اندام آنها نيرومند است و براى پالان كردن شايستهتر از زين كردن هستند . با اينهمه اربابان محلى در سرزمين خويش از اسبهاى نژاد گزيدهتر دارند كه از جفتگيرى اسبهاى تخمى تركمن با ماديانهاى بومى بدست مىآيند .
قاطر كمتر يافت مىشود و از نوع متوسط هستند . بگفتهء اصطلاح محلى آنها جاى پا ندارند و در حقيقت دشوار است كه آنها اين كيفيت را در جادههاى پر از گل و لاى اين استان بدست بياورند . آب و هواى آنجا براى خر ناسازگار است ولى