هنگامى كه بههم مىرسند جادهها را براى مدت لااقل يك روز براى عبور دشوار مىسازند . بعلاوه تمام هنگام اين فصل غلطكهاى چوبى را كه بر روى راههاى اصلى تل مىكنند در هر لحظه از جا كنده مىشوند و جادهها تبديل به آبراهههائى مىشود كه اسب ناچار مىگردد كه از آن با شنا بگذرد و اين موضوع چندان كم پيش نمىآيد .
زمستان با ژانويه آغاز مىشود و گاهى زودتر شروع مىگردد و اغلب برف به اندازهاى فراوان مىبارد كه همهء راهها بسته مىشود و چندين روز كار مىخواهد تا آنها را پاروب كنند .
بهار فصل خيلى سازگار و دلپذير سال است . تأكيد مىكنند كه آبها بسبب آب شدن برفها خيلى افزوده نمىشود و بعلاوه در اين سرزمين باريك شيبها به اندازهاى تند هستند كه جريان آب بايد خيلى سريع باشد .
رودها :
رودخانههاى پايندهء گيلان نسبة فراوانند . مهمترين آنها قزلاوزن و لنگرود است . رود اولى سرچشمهء خود را از كردستان ايران مىگيرد و از محل پل دختر از جادهء قزوين به تبريز در چهار ساعتى جنوب شرقى ميانه ، در پشت شرقى قافلان كوه مىگذرد ، سپس رشته كوههاى خزر را مىشكافد و گيلان را به دو قسمت تقريبا برابر هم بخش مىكند . قسمت شرقى آن تشكيل سرزمين لاهيجان و ديگرى سرزمين رشت ، فومن ، گشكر « 1 » ، چست ، ماسوله و غيره را مىدهد . اين رود تا نزديك مصبش سيلابى است . پلهائى كه در گيلان بر روى آن زدهاند هميشه از جا كنده شدهاند .
لنگرود از كوههاى مجاور لاهيجان سرچشمه مىگيرد . پيش از ورود به شهر از پلى آجرى كه داراى دو طاق خيلى بلند است از آن مىگذرند . با اينكه در آنجا اين رود كوچك هنوز جز يك جويبار پهنى نيست ولى خيلى بطور مارپيچ مىرود و با پيوستن جويبارهاى ديگر بزرگتر مىشود تا به لنگرود برسد و در آنجا
هامش
( 1 ) -Ghechker