پهنايش تقريبا دوازده توآز « 1 » مىگردد و گوديش به دو يا سه توآز مىرسد . مصب آن در دو فرسخى ( ليو ) شمال شهر است و در اين فاصله كرانههايش مردابى و تقريبا در طراز آب هستند .
مردابهاى بزرگ و كرانههاى رودخانه پر از كلنگها ، لكلكها ، مرغان ماهيخوار ، مرغان سقا و چندينگونه پرندگان ديگر دريائى هستند كه من آنها را نمىشناسم ؛ شمارهء بسيارى شاهين ، باز ، عقاب بر بالاى آن مساكن پرواز مىكنند ؛ آنها يك چراگاه خيلى فراوان و مطمئنى در اين زمين نمناك كه مقدار معجزآسائى قورباغهها و مارها را پرورش مىدهد ، مىيابند . مارها آنجا خيلى كم خطرناكند چنان كه بچهها و همهء مردم گيلان با پاى برهنه پيوسته راه مىروند بىآنكه گرفتار پيشآمدى بشوند .
درميان همهگونه ماهىهاى آبهاى گيلان برجستهترينشان آن است كه به نام آزودبالك خوانده مىشود و صيد عمدهاى از آن مىكنند . هر سال در ماه فوريه دو كشتى روسى به مصب قزلاوزن مىآيد و بار خود را به هشتر خان مىبرد .
با كمى نمك سود كردن آن را خيلى خوب نگهدارى ( كنسرو ) مىكنند . اين ماهى بىپولك و دندان است و كمى شبيه به ماهى آزاد مىباشد ولى سرش درازتر است .
من از آنها ديدم كه دوازده ليور « 2 » سنگينى داشت كه به نظر نمىآمد كه در نوع خودش خيلى بزرگ باشد . كمى از ايرانيان از آن مىخورند .
برنج گيلان جنس خيلى خوبى دارد و اين تنها دانهاى است كه در آنجا مىكارند ، به اسبان بهجاى جو ، برنج مىدهند . هرچند كه مىتوانند از گندم سفيد عراق و شيروان فراهم كنند ليكن برنج آنچنان مورد مصرف عمومى است كه نان را جز در شهرها و نزد بزرگان نمىتوان بدست آورد . آن را در آب بدون هيچ تركيب ديگرى مىپزند ؛ خيلى مغذى است و آسان هضم مىشود . به اين خوراك كه چلو مىگويند اساس همهء خوراكهاست . گوشت كم مىخورند با آنكه جاهاى تهى در جنگل از بهترين چارپايان را ( گاو ، مادهگاو و گاوميش ) در خود دارد .
هامش
( 1 ) - متياس كهن كه معادل 949 / 1 متر است ( مترجم )
( 2 ) - مقياس وزن سابق در فرانسه كه ميزان آن مختلف بوده است . ( مترجم )