با اينهمه شمارهء بسيارى در آنجا مىبينيم زيرا در برجستگىهاى تنگ جادههاى گردنه آنها جاى كمترى را مىگيرند . حتى يك شتر در آنجا ديده نمىشود و در واقع شايد در جهان سرزمينى يافت نشود كه در آنجا اين حيوانات به اندازهء اين سرزمين نمناك ناراحت بشوند .
تنها راهى كه به منظور بازرگانى در آن آمد و شد مىشود نخست از ميان يك رشتهء بزرگ كوه در امتداد بستر قزلاوزن مىگذرد و پس از آن در جنگلها ، بيشهها و مردابها تا رشت ادامه مىيابد . ايستگاههاى آن از موقعى كه از رشت بيرون مىآئيم عبارتند از : خودوم « 1 » ( پنج فرسخى ) ، كاروانسراى رستمآباد ( پنج فرسخى ) ، رودبار ( چهار فرسخى ) ، كاروانسراى چنار ( هفت فرسخى ) ، هوبابا « 2 » ( هشت فرسخى ) ، قزوين ( چهار فرسخى ) .
از رشت تا آخرين حد گردنهء رودبار به پل سليمان خان نزديك دهكدهء منجيل شانزده فرسخ ( ليو ) است ؛ رود كوچك طارم كمى در بالاى پل به قزل اوزن مىپيوندد . در اينجا راه به دو بخش مىشود : يكى به زنجان مىرود كه در چپ كرانه است و بر خلاف جريان رود تا خلخال ادامه مىيابد . اين مسافت سيزده فرسخ ( ليو ) است و تا زنجان تنها سه فرسخ مىشود . دشوارى در قسمت دوم جاده كمتر از اولى آن نيست ؛ تقريبا بايد يكورى از كنار تخته سنگها گذر كرد .
راه قزوين از پل سليمان مىگذرد و بر خلاف جريان طارم ، تا پل ديگر به نام حاجى ، عادى ادامه دارد . اين پل در ده دقيقه راه در پائين كاروانسراى چنار قرار دارد ؛ آنگاه اين جاده بر سنگهاى صخرهء كرانهء چپ بالا مىرود و دو ساعت بعد ، از درهء كوچك هوبابا مىگذرد و در جلگهء قزوين در يك فرسخى شمال غربى اين شهر منتهى مىشود . اين دو راه كاملا قابليت عبور را براى هيچ نوع درشكه ندارند . در كوهها خيلى اوقات ناچار مىشوند كه از اسب پياده گردند و يكىيكى بگذرند .
هامش
( 1 ) -Khodem( 2 ) -Hauw - baba