عمومىشان از همهء ايرانيان ديگر مشخص هستند . شگفتانگيز ولى خيلى راست است كه زنان آن استان بطور قابل ملاحظهاى خوشگل هستند . آن زنهائى كه هيچ كشت و كار نمىكنند رنگ خيلى زيبائى دارند و ديگران نيز به نظر مىآيد كه از تندرستى خيلى بهتر از مردهايشان برخوردار هستند .
آب و هوا :
مىتوان تأييد كرد كه آب و هواى اين كرانهء درياى خزر خيلى ناسازگار است و با استانهاى ديگر ايران خيلى فرق دارد زيرا كمبود خيلى زياد بيشهها خيلى در خشكى هوا و جريان آزادش دخالت دارد . گرماى تابستان از روى شاليزارها و مردابها بخارهاى خيلى پر گزند بلند مىكند و سبب مىشود كه تقريبا همگى گرفتار تب گردند . تبهاى روزانه ( سه روز درميان ) به نظر مىآيد كه عموميت بيشتر دارد . اين تبها اغلب به مرگ منتهى مىشوند ؛ تبهاى دو روز درميان كمتر خطرناك است و در پائيز بيشتر رواج دارد . توانگران داروهائى مىخورند به شرط اينكه به دهانشان تلخ نيايد . كسانى كه تصميم به قانونشكنى بگيرند و نوشابههاى الكلى به كار برند شمارهشان خيلى كم است . تودهء مردم در روش زندگى خود هيچ تغييرى نمىدهند و به گمان من به همان اندازهء اربابان خود از بيمارىها رهائى مىيابند . هنگامى كه من بيمار بودم هيچ يا كمى غذا خوردم ولى خيلى شربتهاى ترش و شيرين نوشيدم و خوشبختانه هميشه درمان يافتم با اينكه روش زندگى خود را با جابهجا شدن در استانها اغلب تغيير مىدادم .
بارانها در تمام سال به فراوانى در گيلان مىبارد و در ماههاى سپتامبر تا ژانويه تقريبا يكبند مىريزد ؛ طوفانهايش خيلى شديد و همراه با ضربات سخت صاعقه است . به نظر مىآيد كه همهء ابرهائى كه روى درياى خزر تشكيل مىشوند به سوى كنج اين استان كوچك رانده شده و در آنجا گرد هم مىآيند . من در رشت خانههائى ديدم كه واژگون شده بودند و بخشى از شهر در كمتر از دو ساعت گرفتار سيل گرديده بود . بسيارى از جريان آبهائى كه در نتيجهء سيل پيدا مىشوند