تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
بىاندازه فراخ مىبابيم كه از مرز غربى گيلان تا مرز خراسان در مسافت صد و پنجاه فرسخ ( ليو ) گسترش مىيابد ؛ پهناى آن‌كه به درياى خزر محدود گرديده خيلى جور به جور است . در خيلى محل‌هاى مازندران كوه‌ها تا كرانهء دريا پنج‌تا شش فرسخ ( ليو ) فاصله دارند ؛ در گيلان فاصلهء كوه‌ها تا دريا معمولا كمتر است ؛ نزديك استرآباد به نظر مىآيد كه كوه و دريا بيشتر از هم دور مىگردند . بلندترين رشته‌ها لخت است ، سنگش تقريبا كاملا آهكى است ، در آنجا مرمر ، مرمر سفيد و تخته سنگ‌هاى خارا پيدا مىشود ، در فاصله به فاصله سرنگونىهائى به چشم مىخورد كه نتيجهء تكان زمين‌لرزه‌هاى پىدرپى مىباشد . يكى از آنها را خودمان در هنگام شب‌هاى نهم تا دهم اكتبر 1808 در مازندران احساس كرديم . كوه‌هاى پست‌تر و جلگه از جنگل پوشيده شده‌اند كه از حيث رويندگى واجد تمام شكوه و آشفتگى كارهائى است كه دست بشر به طبيعت واگذار مىكند . هنگامى كه به آن داخل مىشويم هرگونه درخت مىبينيم . مهم‌ترين آنها درخت كولكن ، افرا ، اقاقيا ( با تيغ و بىتيغ ) ، چنار ، نارون ، بلوطهاى با برگ كوتاه و دراز ، چندين درخت آلش ، درخت پستانك و درخت راهن . درختان ميوه‌دار آن‌كه خيلى زياد شده‌اند انجير ، انار ، گردو و ازگيل هستند و درميان آنها درختان سيب ، هلو ، گلابى درهم و برهم به چشم مىخورند . من جز در نواحى منجيل و رودبار « 1 » كه در مرز گيلان و عراق است ولى تابع استان عراق به شمار مىآيد درخت زيتون نديدم . ساقه‌هاى لبلاب و شاهدانه بى آنكه كاشته بشوند در پرچين‌ها به كار مىآيند ، درخت پرتقال و ليموترش در جنگل نخستين‌بار هنگامى به چشم مىخورند كه وارد مازندران گردند ؛ هريك از اين دو استان خيلى شمشادهاى زيبا دارند . همهء اين درختان بطور يكسان ، خوب به عمل نمىآيند . درخت آلش و به ويژه چنار به نظر مىآيد كه به علت كمبود هوا خفه شده و مقدارى تنه‌هاى پوسيده آنها
هامش
( 1 ) - سيل‌دره ( يادداشت آقاى ژوبر ) .