تاريخ باستان هراكله را كه ممنن « 1 » بيان كرده و فوتيوس « 2 » آن را نگهدارى
هامش
- را پيموده باشم . خليج تقريبا پنج فرسخ ( ليو ) فرورفتگى آن است بدين ترتيب بيش از چهار فرسخ ( ليو ) اشتباه ميان وضع حقيقى هراكله و وضعى است كه دانويل تعيين كرده است .
شهر مانند آمفى تئاتر به سوى جنوب غربى نمودار است . كارگاه ساختمان در پيش در سمت چپ بيرون از ديوار حصار كه داراى برج است واقع مىباشد .
در اينجا پى مىبريم كه استرابن اصطلاحى گنگ به كار برده تا بفهماند كه هراكله هيچ بندرى نداشته است در صورتى كه آرين در پريپل ( كتاب سفر دريائى ) خود بطور مثبتى مىگويد كه آنجا يك بندر خوبى داشته و تاريخ پر از واقعههائى است كه توانائى هراكلهاىها را در دريا تأييد مىكند و در نتيجه خوبى بندرشان را مىگويد . حقيقت اين است كه هراكله داراى بندرى نيست كه طبيعت آن را حفر كرده باشد و در اين باب استرابن حق داشته كه بگويد هيچ بندرى ندارد . كرانهء مسطح آن تقريبا به خط راست و نه به شكل هلالى در جلوى شهر است ؛ ولى مردمان هراكله كه اين محل را بيشتر به سبب قلهء آنكه داراى شيب تند است و بر بلندىهاى همسايه مشرف مىباشد و در نتيجه شهرشان را به دشوارى در دسترس دشمنانشان مىگذاشت انتخاب كرده بودند نه به منظور استفاده از مزاياى بندرى ، در صدد ايجاد بندرى برآمدند و از اينرو دو موج شكن در دريا بنياد گذاشتند كه هنوز هم ساختمان آن در سطح آب در سمت شمال به صورت نيمدايره از ابتداى ساحل به طول شصت توآز ادامه دارد . در اينجا بناها به ابتداى ساحل تكيه داده شده و به طرز بسيار استوارى به خاك چسبيده است . اينها بسترهاى سنگهاى تراش هستند كه كمترينشان ده پا درازا دارد و به تناوب به درازا و پهنا هريك بر روى ديگرى جاى گرفته است ، من در آنجا بىچون و چرا يك ساختمان هراكلهاىها را بازيافتم كه متعلق به اهالى ژن نبود ، آن چنان كه تورنفورTournefortبا بىملاحظگى چنين انگاشته ؛ درحالى كه او چند ساعت بيشتر در هراكله نبوده است ، من مىبينم كه دست روزگار سخت در اين قلههاى سترگ اثر گذاشته و زاويههاى آن را گرد كرده و اين كار به سبب فشار پيوستهء موجهائى است كه سى قرن است به اين موجشكن برمىخورد .
موجشكن جنوبى در بيست و پنج پائى ساحل زير آبها پنهان مىشود . فاصلهء اين دو تا از هم دويست و پنجاه توآز است . مسافت ميان دو موجشكن همانجائى است كه بندرگاه مىخوانند .
قايقها تنها در آنجا لنگر مىاندازند و همين كه باد از قسمت جنوب يا مغرب بوزد آنها را به كمك چرخ طنابها به خشكى مىكشند . ته آن چندان گود نيست كه كشتىهاى -
( 1 ) -Memnon( 2 ) -Photius