نموده و پيشامدهائى را كه اين شهر ديرگاهى صحنهء آن بوده و به خوبى توسط تورنفور مرد مذهبى و با روحى باز طرح شده است بقدرى شهرت دارد كه ما را از گسترش بيشتر اين موضوع بىنياز مىكند . در آغاز هراكله يك كوچنشين آزاد بود و پس از آن فرمانبردار بيدادگران شد . گلواها يا گالاتها هنگام گذرشان از آسيا ، بيهوده كوشيدند كه آن را به چنگ بياورند ولى در نتيجهء چند خيانت به دست روميان افتاد . كوتا « 1 » آن را به آتش كشيد و سنا كه از چنين خشونتى منزجر
هامش
- كوچك كه حتى يك ارش و نيم ( يا يك ذراع و نيم ) هم در آب فرو نمىروند بتوانند در آنجا لنگر بيندازند . من چنين گمان مىكنم كه از زمان ويرانى موجشكن جنوبى است كه بندر تا اين اندازه به سبب مجاورت با مصبهاى ليكوسLycus، كالسCales، الوئوسEloeusپر از شن شده است . اين موجشكن خاصيت يك دماغه ، يك پشتبند را داشته و شكسته شدن آن كافى بود كه با خاك دستى بندرى را كه پيش از اين لنگرگاهى به اين خوبى بوده كه مردم هراكله زيباترين كشتىهاى خود و حتى همدستانشان را در آنجا نگهدارى مىكردند پر كند .
ليكوس تقريبا در نيم فرسخى ( ليو ) جنوب شهر روان است و بدون آنكه در مردابها فرو رود به دريا مىريزد . پهناى مصبش تقريبا سى پاست و مانند رود مئاندرMeandreمارپيچى است و درميان جلگهء قشنگى در يك بستر ژرف روان است . كنارههايش پوشيده از درخت بيد است كه شاخههاى آن از دو طرف ساحل بهم مىرسند ، حالت آن شاعرانه است .
در فاصلهء خارج از ديوار ميان موجشكن شمالى و نوك شبه جزيرهء آكروزين ( كه امروزه دماغهء بابا مىخوانند ) ساحل درحالى كه به غرب انحنا پيدا مىكند يك فرو رفتگى تشكيل مىدهد كه با موقعيت خيلى بلند زمين به هر كشتى حتى جنگى ، يك لنگرگاه امنى در برابر بادهاى شمال و شمالشرقى عرضه مىدارد . اين لنگرگاه كاملا در برابر بادهاى جنوب و جنوب غربى باز است چنان كه هيچ كشتى جرأت ندارد فصل بد را در پناهگاهش بگذراند ؛ فقط گاهگاه و در فواصل زياد كشتىهائى كه از طوفان شكسته شدهاند به آنجا مىآيند .
در هراكله پنج مسجد ، دوخان ، دو گرمابهء همگانى ، تقريبا دويست دكان و حداكثر پنج هزار نفر ساكن دارد . منابع مالى و بازرگانى اين شهر كم است و نيز استعداد خيلى -
( 1 ) -Cotta