را كسى نمىداند بزرگتر مىشود ، اين رودخانه در ته يك درهء سبز و خرم كه يك تالاب صاف را تشكيل مىدهد روان است و بر روى آن مانند آئينهاى دورنماهاى روستائى پيرامون آن منعكس مىشود . بىگفتگو به سبب اشاره به انزواى دوست داشتنى آنجا ، به خنكى تغييرناپذير كرانههاى آن بوده كه يونانيان به آن نام پارتنيوس « 1 » يا ويرژينال « 2 » داده بودند كه امروزه هم شايستگى آن را دارد چون آبهايش به همان اندازهء گذشته هميشه خيلى صاف و روشن و پاك و آرام است .
با آنكه طبيعت همهگونه به درهء بارتين همراهى كرده و به آن هواى ملايم ، خاك حاصلخيز ، بندر امن و رودخانهاى داده كه بسترش به اندازهاى گود است كه كشتىهاى بازرگانى خيلى بزرگ مىتوانند از آن بالا بروند همچنانكه چنين مىكنند درحالى كه بادبان مىكشند و مىتوانند به سرزمينهاى خيلى دور برسند و ليكن كاملا دربارهاش اهمال شده است . كنج خلوت شادىآور براى كسانى است كه به گوشهگيرى و هنر و ادبيات علاقمند هستند ؛ شاعر مىتواند كه از يادبودهاى همر ، اسكندر ، آنيبال ، مهرداد و تمام مردمان نامى ديگر كه در آسياى صغير زائيده شدند يا در آنجا زيست كردند الهام بگيرد . باستانشناس مىتواند در آنجا آثار ساختمانهاى بسيارى را كه شهرت داشتهاند ببيند ؛ تاريخ طبيعىدان مىتواند در آنجا جانوران ، گياهان و فسيلهائى كه قابليت جلب توجهش را داشته باشد بيابد ؛ نقاش در آنجا به كشف اثرهاى درخشان و تغييراتى كه در رنگهاى روشنائى داده مىشود و آن را در پردههاى نقاشى كلودلورن « 3 » مىبيند و مىستايد پى ببرد ؛ بارى دوست خرد ، در آنجا از اين آرامش شيرين بهرهمند مىشود
هامش
( 1 ) -Partheniosتقريبا زائد است اگر متذكر شويم كه بارتين يك تغييرى از پارتنيوس است . اين رودخانه و هاليس از مغرب به مشرق ، مرزهاى پافلاگونى را تشكيل مىدهند . نگاه كنيد به جغرافياى باستان ( دانويل ) ، جلد دوم ، صفحهء 27 ؛ همچنين به استرابن ( كتاب 12 ، صفحهء 543 ) كه لارشهLarcherآن را شرح داده ، لشكركشى كورس ، كتاب 7 ، جلد 2 ، صفحهء 56 ، واتيندوبيزانس .Etienne de Byzance( 2 ) -Virginale( 3 ) -Claude Lorrain