و بر روى پل كشتى دراز بكشد و همانگونه كه اوليس در خواب « 1 » بود به يونان برگردد .
ايرانيانى كه همراهم بودند پس از آنكه هداياى گوناگونى از من گرفتند در بيستم اوت به ميهن خود بازگشتند . من به مهماندار نامههائى دادم كه به وزيران شاه و چند تن ديگر كه در مدت اقامتم باهم در ايران آميزش كرده بوديم بدهد .
من از كيان همان روز بيستم راه افتادم و هفت هشت سوار ترك نگهبانم بودند .
ما در آن روز بيش از يك فرسخ نرفتيم تا آنكه به آن ارمنى فرصت برگشتن را بدهيم و در راه خيلى به كندى پيش مىرفتيم چه از نظر سستى طبيعى تركها ، چه براى اينكه وقتى تركها مأموريتى دارند از دهكدههائى كه مىگذرند خراج مىگيرند و از اينروى سودشان در اين است كه مدت درازى در راه باشند . مىتوان گفت كه هيچچيز به اندازهء اينگونه سفرها و چنين نگهبانها بيمزه نيست .
ما شب را در ايليجه « 2 » گذرانديم . اين دهكده نام خود را از چشمهاى مىگيرد كه آب آن آغشته از گوگرد است و ما در آن آبتنى كرديم . اين چشمه در حوضچهاى هشتگوش كه هشتاد تا صدپا پيرامونش مىباشد محصور گشته و دوازده تا پانزده پاگود است . هنگامى كه مىخواهند خود را بشويند بر روى تختهسنگهاى مرمر كه در اطراف آنجا پراكنده است مىنشينند . اين حوضچه با
هامش
( 1 ) - بازگشت ده هزار نفرى ؛ كتاب پنجم .
( 2 ) - تا اندازهاى شگفتآور است كه نام كهن الژيا را مىتوان در ايليجه بازيافت .
تركها معمولا همهء چشمههاى آب گرم معدنى را چنين مىخوانند . آرپاسو كه در روزگار كهن آن را هارپاسو مىخواندند همينگونه نامى است كه از دو كلمهء تركى تركيب يافته كه معنى آن آب جو مىباشد [ در كتاب بازگشت ده هزار نفرى ( كتاب چهارم ) مىبينيم كه آب جو نوشابهء خيلى رايج در ارمنستان بوده و امروزه هيچ آن را نمىشناسند ] . تكس كه در گزنفن هست همان است كه امروز « تكيه » يا « دير » مىخوانند ، خيلى آسان است كه نمونههاى بسيارى از اين قبيل ارائه دهيم كه به گواهىهاى تاريخ دربارهء هجومهاى خيلى باستان سكها يا تاتارها را در اين بخش جهان تأييد كند ( هرودت ، كليو ، فصل 103 و دنبالهء آن ) .