تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
شود در رود افتاد و توانستند كه هم خودش و هم اسبش را نجات دهند . ما در قراچوپان ( چوپان سياه ) خوابيديم . روز هفدهم از سفيدكوه ( آق‌داغ ) گذشتيم . شب هنگام از ارس باگدار گذشتيم ؛ در كوللى خوابيديم و در آنجا بهتر از موقع نخستين گذرمان از ما پذيرائى كردند و در آنجا وسايل زندگى بهتر از هر نقطهء ديگرى كه گذر كرده بوديم يافت مىشد ؛ چون جاهاى ديگر مورد دستبرد كردها واقع گرديده بود و همه‌چيزش را تاراج كرده بودند . نان فراوان ، شير و تخم مرغ به ما عرضه كردند . روز هيجدهم را در تالو خوابيديم و آن قريهء كوچك بىارزشى است . روز نوزدهم را از رشته‌كوه‌هاى تك داغ گذشتيم و قلهء آن به نظر من خيلى بلند آمد . هنگامى كه به زحمت به بالاى گردنه رسيديم از آنجا از يك‌سو همهء سرزمينى كه تا وان كشيده شده بود به چشم مىخورد و از سوى ديگر از دور جلگهء ديار بكر هويدا بود . من نه در آلپ‌ها و نه در آپنن‌ها نه در پيرنه‌ها نه در كوه‌هاى هموس « 1 » و نه در نواحى كوهستانى ديگر كه در عمرم ديده‌ام دورنمائى تا اين اندازه با هيبت نديده‌ام . اين انبوه كوه‌هائى كه پيرامون ما را در شمال ، مشرق و مغرب فراگرفته بودند و خود را به ما مىنماياندند قلهء آنها بلنديش كمتر از آنجائى بود كه ما بوديم و سراسر پوشيده از برف بود . از اين كوهستانهاست كه دجله و فرات و ارس سرچشمه مىگيرند . همان روز يعنى نوزدهم آن فلات بلند را كه از ملاذگرد راه ما بود ترك گفتيم ولى خيلى خسته و كوفته شديم بخصوص در چهار روزهء آخر ؛ و بالاخره به جلگهء ارزنة الروم سرازير شديم . بر طبق فرمانى كه يوسف پاشا داده بود ما هيچ به شهر در نيامديم و رفتيم به كيان و در آنجا منزل كرديم . اينجا يك دهكدهء بزرگى است كه يك ميل با ارزنة الروم فاصله دارد .
هامش
( 1 ) -Hemus