فرسخ پيرامونش نيست و قبلا دربارهاش حرف زدهايم قرار دارد در سرزمينى كه ما مىپيموديم دستههاى سركش ايل شقاقى به تاراج مشغول بودند .
روز هفتم صبح خيلى زود به وان رسيديم و در باغهاى پيشكار درويش پاشا چادر زديم . فرداى آن روز من به ديدار فرمانرواى شهر رفتم كه خيلى دوستانه مرا پذيرفت خواه براى اين بود كه مباهات كند مانند كردها مهماننواز است ، خواه براى اينكه هنوز فرمان اعطاى منصبش را از قسطنطنيه دريافت نكرده بود و مىخواست كه من كاردار سفارت فرانسه را ترغيب كنم كه به طرز مساعدى شورشى را كه بدان وسيله قدرت به دستش رسيده است توصيف كند . نه تنها مرا به ناهار دعوت كرد بلكه گرمابهء مخصوص خود را نيز در اختيار من گذاشت و اين نوع ادب در تركيه خيلى كم به چشم مىخورد . بارى او مرا به زور به جزيرههاى درياچه برد و در آنجا ديرها و آثار باستانى عيسويت آن اطراف را ديدار كردم و اين كار در روز نهم انجام گرفت . من بر آن منظرهء لذتبخش كه دير هفت كليسا از آن برخوردار بود آفرين مىگفتم . اين دير بر روى بلندى قرار داشت و از آنجا درياچه ، شهر و باغهاى وان هويدا مىگشت .
اين نام هفت كليسا را نبايد به معنى كلمهء خود گرفت زيرا جز يك كليسا در اين دير ديده نمىشود ؛ ولى شش كليساى كوچك دارد و در نتيجه داراى هفت مهرابه است . اين خيلى فراخ نيست . من در آنجا خيلى مطلاكارى و پردههاى نقاشى متوسطى ديدم كه كار ارمنىها بود . به من زيورها ، انجيلها ، كتاب دعاها و كتابهاى ديگر كليسائى را كه همگى نسخهء خطى بودند نشان دادند و من آنجا در مراسم دينى شركت كردم . پير دير يك پيرمرد ريش سفيدى بود . در انجمن اين دير بيش از چهار يا پنج روحانى ديده نمىشد كه برخى از آنها ارمنى و برخى ديگر گرجى بودند . يك ناهار به من دادند كه محصول صدقات فراوانى بود كه به دست آورده بودند . من فرصتى پيدا كردم كه ملاحظه كنم كه اصل امساك در كليساى ارمنى چنان كه قلمداد مىكنند نيست . خوراك خيلى فراوان و طويل بود و شراب و عرق رازيانه بسيار نوشيده شد .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٧٧