ايرانيان چهجور مردمى هستند درحالى كه آنان را سخت مسخره مىنمود .
مهماندار من كه مردى تند هوش و بذلهگو بود پاسخش را با شوخى بسيار دربارهء سختى ، درشتى و خشونت تركها داد . شب به ما خيلى خوش گذشت . فردا صبح پيش از آنكه راه بيفتم مىخواستم از ميزبانم از پذيرائى شايانى كه كرده بود سپاسگزارى كنم ولى او هيچگونه هديهاى نپذيرفت .
روز پنجم ماه راه خود را دنبال كرديم و درهاى را پيموديم . چراگاه عالى آنجا خوراك بسيارى از گوزنهاى نر را مىداد و ما چندين گله گوزن را ديديم .
چون موسى بيگ يكى از مردمان تيرهء خود را به راهنمائى ما فرستاده بود ما از ديدار دستهء سربازهاى كردى كه به آنها برخورد مىكرديم هيچ نگرانى نداشتيم .
شب را در آستورجى كه دهكدهء فقيرى بود و در سى و شش فرسخى وان و بيست و هشت فرسخى خوشاب واقع است خوابيديم . اين شهر كوچك بر روى فلات ساخته شده كه از آنجا رودخانههاى قطور و خوشاب سرچشمه مىگيرند . يكى از اين رودها به سوى شمال شرقى روان مىشود و جلگههاى بارور خوى را سيراب مىكند درحالى كه ديگرى به درياچهء وان مىريزد . بر خوشاب كاخى مشرف است كه در آنجا بيگ توانائى سكنى داشته . در اين شهر يك كليساى ارمنى است كه از راههاى دور به زيارت آن مىآيند و آنجا به علت خصوصيت قابل ملاحظهاى كه دارد هرچند كه نمونههاى ديگرى هم از آن ديده مىشود بيگ در آنجا پيوسته يك چراغ در برابر تصوير مريم روشن مىگذارد .
كوههائى كه فلات خوشاب جزو آن است مشرف بر كوههاى هكيار هستند كه پيش از اين دربارهاش سخن رفت .
چون ناچار گشتيم كه در روز ششم چند ساعت نزد كردها بمانيم تا اسبهايمان كمى خستگى در كنند از اين جهت نتوانستيم بيش از پنج فرسخ ( ليو ) بپيمائيم . ما بر روى پشتبامهاى خانههاى ارجك خوابيديم . اين دهكده در مخرج گذرگاه تنگ محموديه و در كنار يك درياچهء نمكى كه بيش از دو يا سه
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٧٦