فصل چهلم درهء قطور - ملاقات موسى بيك - آستورجى « 1 » خوشاب -
ارجك « 2 » - رسيدن به وان - ملاقات درويش پاشا - دير هفت كليسا - حركت ازوان - آرجك « 3 » - گذر تنك - آرنس « 4 » - آگانس « 5 » - هورشون « 6 » - تاشكون ( داش قوم ) - رهگذر فرات - سلطانيه - جلگهاى درميان آتش - عبور از توزلا بامشك - قراچوپان - آقداغ - ارس - كوللى - تالو - قله تكداغ - دشت ارزنة الروم - كيان .
راه خود را دنبال مىكرديم و در روز چهارم داخل در تنگ و پيچدرپيچ قطور شديم كه ته آن را سيلاب شيار نموده و بىنهايت سنگستانش كرده بود . اين يكى از گذرهاى تنگى است كه گذشتن در آن بسيار دشوار مىباشد و ما در سفر خود به آن برخورديم و خيلى رنج كشيديم . بر طبق وعدهاى كه پيش از اين به موسى بيگ داده بودم به او خبر رساندم تا از من پذيرائى كند . من او را همانگونه حاضر خدمت ديدم كه پيش از اين در نخستينبار بود . او جنگ با كردها را به پايان رسانيده و غنيمت فراوانى در لشكركشى خود از آنها به دست آورده بود و از اينرو در كاخش فراوانى بسيار به چشم مىخورد . او از من پرسيد كه به نظرت
هامش
( 1 ) -Astourdji( 2 ) -Erdjek( 3 ) -Ardjek( 4 ) -Arnes( 5 ) -Aganes( 6 ) -Horchoun