تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
طسوج خوابيديم . اين محل از يك دهكده كوچكتر است و از گروهى خانه تشكيل شده كه خيلى خوش منظر و دورنمايش همان درياچه و جزاير آن است . درياچهء اروميه سطحش تقريبا به همان اندازه درياچهء وان است و اين دو درياچه را تقريبا تا همين روزها « 1 » هم عوضى مىگرفتند درحالى كه هشتاد كيلومتر از هم فاصله دارند . در جنوب و مغربش بخصوص از كوه‌هاى خيلى بلند محصور گرديده و با اينكه شهرهاى مهم اروميه ، سلماس و مراغه در كنار يا در فاصلهء كمى از اين حوض بزرگ قرار دارند باوجود اين به كار كشتىرانى نمىخورد . در آن سه جزيرهء اصلى به چشم مىخورد ولى آنها تقريبا بىحاصل هستند . سرزمين اطرافش چنين وضعى ندارد و علاوه بر وسعت و چراگاه‌هاى خوبش براى گندم كارى ، برنج و كتان بسيار بارور مىباشد و بويژه جنس توتون آن عالى است . در روز سىام ما چادرهاى خود را در يك درهء سنگلاخ در آن سوى سيد حاجى برافراشتيم . روز سى و يكم به خوى رسيديم . سه روز در آنجا مانديم كه هم خستگى در كنيم و هم وسايل مسافرت خود را در تركيهء آسيا فراهم نمائيم . در خوى بود كه از اغلب ايرانيانى كه همراهم بودند خداحافظى كرديم . پزشك من ميرزا شفيع نمىتوانست با آنهمه علاقه‌اى كه به من نشان مىداد به من شرح دهد كه چه‌اندازه خوشحال بود كه از من جدا مىشود و جانش را كه پيوسته به سلامتى من بسته بود نجات مىدهد . او به من گفت « به سلامت و خوشى برو ، دست على همراهت باشد ! تو در مدت دو ماه مرا به پاى شهادت رسانيدى و پس از اين مدت امروز اولين روزى است كه نفسى به راحتى مىكشم . همچنين هيچ هديه‌اى به من مده و تنها از مرز بگذر و نوشته‌اى به من بسپار كه گواهى كنى با تندرستى از من جدا گشته‌اى . اين تنها چيزيست كه از تو مىخواهم . » من گواهىنامه را كه خواسته بود با مبلغى متناسب با مواظبت‌هائى كه كرده و زحماتى
هامش
( 1 ) - به نقشه گيوم دوليلGuillaume De lisleكه در 1723 كشيده و حك شده نگاه كنيد .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 273 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم