اين شهر كوچك نبود ولى ما را كدخدا يا پيشكارش در كاخ او پذيرائى كرد .
تالار اين كاخ از نقاشىها و اسليمىهاى خيلى هنرمندانه آرايش يافته بود . پنجرههاى مشبك « 1 » همه از شيشههاى رنگين با نقشهاى گوناگون زيور يافته بود . باغهاى آنجا را كه داراى كمى سايه بود به من نشان دادند . اين باغها منظم و خيلى خوب نگهدارى شده بودند . آب فراوانى داشت كه يا مانند فواره مىجهيد يا در حوضها ايستاده بود . من روز پانزدهم و شانزدهم را در زنجان ماندم .
روز هفدهم از صبح به راه افتاديم و آن روز را در زير چادر تيرهء شاهسونها ناهار خورديم : رسومشان به نظرم با كردها جور بود ولى آنها هرگز چپاولگر نيستند . مهمترين هنر آنها در ساخت قاليها و انواع بافتههاى پشمى مانند جوراب ، كفشهاى پارچهاى ، دستكش و غيره است كه چه از نظر نقش و چه بافت خيلى كامل هستند . شب را در باغ دهكدهء ارمانخانه چادر زديم و در تمام دورهء سفر جز در تبريز در هواى آزاد خوابيديم . از ارمانخانه نامهاى به شاهزاده عباس ميرزا نوشتم و از او درخواست كردم چنانچه مىخواهد مأموريتى بر عهدهء من واگذارد به من اطلاع بدهد و برايش يك ساعت الماس نشان فرستادم .
روز هيجدهم را نزديك آخوند ( يا اركنت ) « 2 » در آقكند ( دهكدهء سفيد ) گذرانديم همهء سرزمينهائى را كه از سلطانيه تا آنجا پيموديم سنگستان ، هموار و بطور كلى بيحاصل بود . در آقكند زمين بطور ملايم رو به بلندى مىرفت . به آنجا كه رسيديم آب و سبزه يافتيم و به دهكدههاى بيشترى برخورد نموديم . با اينهمه اين بلوك كشت خوبى ندارد و جز چادرنشينان در آن ساكن ديگرى يافت نمىشود .
در آنجا درخت مو ، انجير ، پسته و هيچگونه درخت ديگرى كه پيرامون تهران و قزوين
هامش
( 1 ) - طرز به كار بردن اين پنجرهها از شرق آمده چه نام « ايرانى » بر آن است .
در قسطنطنيه ؛ مصر و ايران بهجاى آنكه آنها را متحرك بسازند در ديوار ثابت نگه مىدارند .
( 2 ) - اين كلمه كه يونانى است به زبان فارسى داخل شده و معناى آن پيشواى دينى يا قاضى است [ ؟ ]