شود . بارى ايرانيان هرگز به عيسويان سخن توهينآميز ادا نمىكنند ولى تركها درميان گفتارشان اصطلاحات زننده نسبت به عيسويان زياد به كار مىبرند .
هرچند كه تركها و ايرانيان به قضا و قدر خيلى معتقدند ايرانيها اصول آن را چندان كوركورانه دنبال نمىكنند كه نتيجة هميشه در حال سستى و افسردگى « 1 » بسر برند . ايرانيان چندان اعتقادى به اين ندارند كه جلوى سرنوشت را نشود گرفت و براى اينكه جلوى آن را بگيرند از هيچ كوششى فروگذار نمىكنند . با آنكه پيشگوئى ، افسونگرى و جادو را قرآن به صراحت و سختى محكوم كرده است اين هنر فرضى كه آينده را مىتوان خواند در ايران خيلى اهميت دارد . شاه و شاهزادگان و بزرگان كشور نزد خود ستارهشناسى دارند و همه به اين كاملا باور دارند كه مشيت آسمانى را مىشود با نشانههاى ديدنى و محقق رؤيت كرد . در تركيه اين جنون را تا آن حد به پيش نمىرانند اما عزت نفس در نزد هردو ملت تند و آتشين است . يك ترك از بزرگى ، توانائى و شكوه عثمانى سرخوش است و هرگز اين كلمه از دهانش نمىافتد كه عدل الهى چنين خواست كه به مسلمانان بهترين بخش زمين را ببخشد . ايرانيان از زيبائى ، بارورى باغهاى شيراز ، ميوههاى لذت
هامش
( 1 ) - من در سال 1806 در آتشسوزى كه رخ داد و يك قسمت وسيعى از حومهء شهر كالاتا را به خاكستر بدل كرد يك نمونهء زنندهاى از اين بىحسى به چشم ديدم . من بالاى برجى رفته بودم كه اهالى ژن در گذشته ميان اين ناحيه برپا كرده بودند و بالاى آن يك قهوهخانه داير شده بود . شعلههاى آتش روشنائى سختى بر شهر و بندرگاه افكنده بود و چنين پنداشته مىشد كه دريائى از آتش زبانه مىكشد . من خود را نزديك دو ترك كه دربارهء آتشسوزى كه در حال پيشرفت بود صحبت مىكردند رساندم . ناگهان يكى از آندو ترك نگاه كرد و ديد كه آتش خود را نزديك محلهء آنها رسانيده بى آنكه فنجان خود را به زمين بگذارد يك نوكر به آن محل فرستاد تا ببيند كه اوضاع از چه قرار است آن نوكر به شتاب بازگشت و به اربابش گفت كه خانهاش غرق در آتش گشته است . آن ترك به آرامى پاسخ داد كه جلوى سرنوشت را نمىشود گرفت و آنچه نوشته شده انجام مىگيرد . من چه مىتوانستم بكنم ؛ خدا بخشنده است .