درحالى كه از خستگى از پا افكنده شده و با جامههاى خشن كه به زحمت آنها را در برابر ناسازگاريهاى هوا نگاهدارى مىكند « 1 » به ايران مىرسند و در آنجابجاى كوههاى بىحاصل ميهنشان ؛ باغهاى لذيذ و بارور مىبينند و بجاى همميهنان بىرحم خود مردمانى دوستداشتنى ، نرم ، شهوتانگيز و مؤدب مىيابند . بطور كلى ابتدا خوشبخت مىشوند از اينكه بتوانند دل اربابان تازهء خود را به دست بياورند ؛ چيزى نمىگذرد كه نفوذ فراوانى بر آنها پيدا مىكنند . از ميان آنها عدهاى در دربار شاه توانستند كه قدرتى بىاندازه به دست بياورند حتى ديده شد كه كسانى كه آنها را فروخته بودند و مانند كنيزان زشتى با آنان رفتار مىكردند اكنون همينها به آنان تملق مىگويند و احترامشان مىكنند .
طرز تفكر تركها با آنچه كه ما دربارهء خوشگلى مىانديشيم فرق بسيار دارد . احساسات تند آنها را زودتر از احساسات نازك و لطيف متأثر مىكند . آنها زنهاى چاق را بر لاغر ترجيح مىدهند ولى برعكس ايرانيان به اندامهاى باريك و كشيده علاقمند هستند و هنگامى كه مىخواهند زيبائى يك زن را وصف كنند او را به سرو تشبيه مىنمايند . يك نگاه ملايم و نوازشكننده براى تركها و ايرانيان كمتر از يك نگاه تند و پرهيجان آتش عشق را روشن مىكند . به همان دليل است كه زنهايشان گرد سورمه به چشمان خود مىكشند تا يك خمارى شهوتانگيز به آنان بدهد بىآنكه برق چشمان را بكاهد و چون معتقدند كه ابروان سياه و كمانى شكل پيوسته خيلى به خوشگلى آنها مىافزايد سعى مىكنند تا آن را به چنين حالتى درآورند . بالاخره پس از آنكه از گرمابه آمدند ناخنهاى خود را با رنگ زرد يا قرمز رنگ مىكنند ؛ اين تركيب زيبائى دهنده درميان همشان مرسوم است و
هامش
( 1 ) - در هنگام مسافرتم چهار زن گرجى ديدم كه چنان در حالت ندارى و تهيدستى بودند كه وقتى مىخواستند بخوابند يكى از آنها خود را مانند يك بالش مىنمود تا سه نفر ديگر سرشان را روى او بگذارند و به خواب بروند .