هرگز به خودكشى دست نمىزنند و از اين كار وحشت عميق و به جائى دارند .
عشق به قماربازى « 1 » آنها را آشفته نمىنمايد ؛ گرچه طبيعت گرم و آزمندى طبيعى ، آنان را مستعد دريافت خيالهاى واهى خطرناك كه مولود سودجوئى ايشان است مىكند ولى چون مذهب به آنان قدغن كرده است كه بازى حرام مىباشد و دولت هم با آن موافق است از اين جهت قماربازى نمىكنند . هركس علاقمند است كه به ظاهر بينوا يا لااقل زندگى متوسطى داشته باشد . بيم دارند از اينكه خود را به راه هوسى بيندازند كه نشانهء تمول است و اگر كه فرضا هم پولدار بشوند كوچكترين تنبيه آن اين خواهد بود كه مبالغى را كه به معرض خطر گذاشتهاند ضبط گردد « 2 » .
آن نوع لذتى كه از قماربازى به دست مىآيد در نزد شرقىها با شنيدن نقل و لودهبازى فراهم مىگردد . نقالان نوعى از بديههگويانى هستند كه در برابر مردم با لطف قصه مىگويند و به موقع مطالبى اخلاقى به نظم يا به نثر درميان قصه مىرانند . لودهها بيشتر در خدمت طبقات اعيانى هستند و مىكوشند كه با حكايتهاى خندهآور و مسخره بزرگان را بخندانند و با لطيفهگوئيهاى زننده شوخيهائى نسبت به دشمن ارباب خانه بكنند . گاهى بازيگر برمىخيزد و تقليد درمىآورد و صدا و ادا و اطوار و روش آن كسى را كه مىخواهد مسخره كند از خود بروز مىدهد ؛ گاهى با لهجهء غريبى كه به گوش ناخوشايند است بطور جدى شوخيهاى كم و بيش با روحى از برمىخواند كه كم و بيش نيشدار و رنجاننده ، اما اغلب اوقات عارى از معنى ادب و عفت و ذوق است اين بازيگرها بىگفتگو در سطح پائينترى از
هامش
( 1 ) - قرآن در همان آيهاى كه منع كرده است كه بختآزمائى نكنيد و چيزهاى سكرآور بنوشيد ، گفته كه قمار نكنيد .
( 2 ) - موضوع قمارى كه مىگوئيم مقصود بازيهائى است كه بخت در آن دخالت دارد .
ايرانيان شطرنجبازى مىكنند و برخى از آنها به بازيهاى ورزشى مىپردازند . مىتوانيد شرح آن را در سفرنامهء شاردن جلد سوم صفحهء 453 ، چاپ لانگلس بيابيد .