احوالات همديگر مىپرسند ؛ آنها همديگر را جز برادر نمىخوانند ؛ ايشان جملهها ، پرسشها ، فرمولهائى به كار مىبرند كه كاملا مانند همديگر است و اغلب در هنگام جدا شدن جز اين كلمات سخن ديگرى بههم نزدهاند : « به سلامتى به روى ، خوش باشى ، دور از جان شما من خيال مىكردم كه از آدميت به دور افتادهام . » و ليكن هرچند كه باشد دوستى كه ميان يك عيسوى و يك سنّى پيش مىآيد آن سنّى هرگز در برابر آن ديگرى ، اصطلاحاتى را كه باهم كيش خود به كار مىبرد از دهانش بيرون نمىآيد .
شرقيان همديگر را در آغوش مىگيرند و دستهاى همديگر را به علامت دوستى مىفشارند ، و آنگاه به لب خود مىنهند و سپس بر روى قلب خود مىگذارند .
هيچچيز به اندازهء تعارفات ايرانيان متنوع و طرز احوالپرسىشان عجيب و غريب نيست « 1 » ؛ هيچچيز به اندازهء سبك نامهنويسى آنها مغلق نيست . اغلب در يك نامهء بالا بلند به زحمت دو سطرش مربوط به موضوع اصلى نامه مىباشد .
در اروپا رسم براين است كه به دوستان و آشنايان در هر پيشامد شادىآور ، شادباش مىگويند ولى در شرق چنين نيست . اگر مادرى فرزندش را در بغل گرفته باشد نبايد زيبائى او را ستود ؛ طالع به كسى روى آورده و لبخند زده نبايد به او دراينباره سخن گفت . نيروى توهمات به اين اندازه است كه گمان مىبرند با گفتن اين تعارفات بدبختى بهطرف رو مىآورد . اگر بخواهيم تمام نظربرىهائى را ( كه به زبان ايطاليائى
Cattivo Occhio
مىخوانند ) و مردمان دغل درميان مردم رواج داده تا خود را از نظر مصون بدارند شرح دهيم خيلى به درازا مىكشد .
هنگامى كه يك زن درميان مردم ظاهر مىشود پس از بازگشت به خانهاش با آب و عطر خود را تطهير مىكند تا اثرات جادوگرى را كه احتمالا برضدش به كار برده باشند عقيم نمايد . درميان جواهراتى كه براى آرايش زلف خود مىآورند
هامش
( 1 ) - آنها وقتى بههم مىرسند از احوال مغز ديگرى مىپرسند [ يا به عبارت ديگر مىگويند كه دماغ شما چطور است ] .