طلسمى مركب از اشياء عجيب و غريب مىگذارند « 1 » تا با آن بتوانند خود را از چشم حسود در امان بدارند . به همين دليل است كه مىبينيم عربها به گردن شترهاى خود يك كفش پاره مىآويزند و نامش را كفش حسين گذاشتهاند ؛ و مشرقىها كه در درياى سياه و مرمره كشتىرانى مىكنند بدنبالهء كشتى خود تسبيح دانه بلورى رنگينى مىآويزند و معتقدند كه اين تسبيحها وسيلهء مطمئنى هستند كه كشتى را از طوفان نگاهدارى مىكنند .
هيچكس نيست كه نداند كه مهماننوازى « 2 » صفت پسنديدهاى است كه مسلمانان بيش از ديگران به آن افتخار مىكنند . عمل مهماننوازى نزد مردمان شهرى كمتر از چادرنشينها و ايلاتى كه در صحرا كوچ مىكنند مقدس بشمار نمىرود . هر درى به روى بيگانه باز است . اگر غريبى به كسى كه مهم است وارد شود و او را تا آن زمان نديده و نشناخته باشد از او چنان دعوتى مىكنند كه شايستهء مردمانى است كه بىشك كمتر وحشى هستند : « به نام خداوند بخشنده و مهربان [ بسم اللّه ] بفرمائيد درميان جمع ما باشيد » و همين كافى است . يك درخواستكنندهاى متضرعانه خود را به روى پاهاى يك مرد توانا مىاندازد و به او مىگويد : « من چهرهام را بر خاك پاى شما مىسايم . » و او مطمئن است كه سخنش با عطوفت پذيرفته مىشود « 3 » .
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به موضوع خرافات باستان ؛ ششمين صحنهء كتاب بوتيگرBoettigerبه نام سابين يا صباح يك بانوى رومى ، صفحهء 281 .
( 2 ) -Hoteدر فرانسه مانندHospesدر لاتين است و معناى ميزبان و مهمان را مىدهد . از نظر اينكه اين كلمه هردو معنى را مىدهد از نظر فلسفه و كنجكاوى بد نيست كه دليل همنام بودن آن را آزمايش كنند كه چنين چيزى به گمان من نه در تركى و نه در عربى و نه در فارسى هست .
( 3 ) - هنگامى كه شرقيان از كسى كه نسبت به او احترام قائل هستند درخواستى دارند آنها دستهاى خود را بسوى زمين دراز مىكنند و اين همان كارى است كه پيش از اينها يونانىها براى همين موضوع مىكردند .