فصل سى و چهارم دنبالهء ملاحظات دربارهء خوى و عادات شرقيان -
توهمات و داوريهاى گوناگونى كه بىبررسى ذهن انجام مىگيرد - اين مردم جنگ تنبهتن ، خودكشى و عشق به قمار بازى را نمىشناسند - نقالها و دلقكهايشان .
سيسرون « 1 » و هلوتيوس « 2 » دو نويسنده كه هريك از راهى شهرت يافتهاند از خود عقايد خيلى متضادى دربارهء دوستى ابراز داشتهاند . سيسرون گمان برده كه اين احساس را در طبيعت آدمى يافته است ؛ ديگرى آن را نتيجهء نيازمندى انسان در طى قرون و برحسب عادات ، حكومتها ، خصوصيات و شرايط زندگى دانسته است .
بىآنكه بخواهيم اين مسئله را كه بستگى به سخن كنونى ما ندارد بيازمائيم به اين تذكر اكتفا مىكنيم كه خواه به اين دليل كه عشقها و هوسها در شرق بيشتر از اروپاى عيسوى سلطه دارد و خواه به دليل اينكه اشخاص خود را درحالى مىبينند كه خيلى بههم نزديك و يگانه شوند تا در برابر استبداد از خود ايستادگى بيشترى نشان دهند به نظر مىآيد كه دوستى حقيقى در نزد شرقيان بيشتر از ما است ، دو نفر عرب هرگاه پس از يك جدائى طولانى بههم برسند آنها غرق خوشى هستند ، چندين دقيقه در خاموشى كامل فرو مىروند ؛ دهان خود را براى اظهار خشنودىهاى مقابل باز مىكنند و از
هامش
( 1 ) -Ciceron( 2 ) -Helvetius