تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
پول ، رختهاى نو ، خوراكها و اين هدايا ، براى اين تشريفات خيلى خرج برمىدارد . در مشرق زمين زنها هستند كه ترجمان شادمانى يا غمهاى همگانى مىباشند . اگر پيشامد خوشى روى بدهد آنها ليل مىكشند و با حركت تند زبان خود فرياد شادى از خويش درمىآورند و صداى خود را به تناسب از پرده‌اى به پردهء ديگر مىبرند كه ما نمىتوانيم شرح آن را بطور مشخص و دقيق بدهيم « 1 » ؛ ولى برعكس اگر پيشامد بدى رخ دهد آنان صداهاى شوم از خود درمىآورند كه بطور كلى با آن صداى شادى فرق ندارد مگر آنكه درازتر و دلخراش‌تر است . زنها عادت دارند كه روزهاى جمعه به سر قبر نزديكان يا عزيزان خود بروند . اغلب به زنهائى برمىخوريم كه پهلوى گور شوهرشان گريان زانو زده‌اند و اين خود دليل مسلمى است كه شرقيها آنطور كه عموما گمان مىبرند با زنهاى خود بدرفتارى نمىكنند . در ايران هنگامى كه مردى به علت نفوذ و طالع و بخت و يا دانش خودش به مقام بلندى برسد مفت‌خوران بسيار و انگلهاى بيشمار به خانه‌اش آمد و شد مىكنند كه به نظر از افراد خانوادهء او بشمار مىآيند و آنى از او جدا نمىشوند و در هر جا كه به او بربخورند همراهش به راه مىافتند . اگر او توانا و توانگر باشد كسانى كه در زير حمايتش رفته‌اند مانند غلامانش رفتار مىكنند . در هيچ كشورى ديده نمىشود كه در مقابل قدرت ، پستى تا اين حد زننده و نفرت‌آور باشد . مرد مقتدرى كه از كسى حمايت مىكند از وى توقع از خودگذشتگى به حد كمال را دارد و او در خوشبختى و بدبختى اربابش شريك و سهيم مىشود . اگر او به مقامى رسيد او هم مىرسد و اگر مورد خشم قرار گرفت هردو نابود مىشوند . پيروان يك دانشمند در بخت باهم برابرى ندارند ولى معلوماتى را كه ممكن است كسب كنند به چيز كم ارزشى منجر مىشود .
هامش
( 1 ) - اين فريادها را زغار مىگويند و به‌جاى دست زدن ما در اروپا كه براى ستايش است آنها چنين مىكنند . در ايران دست زدن فقط براى احضار نوكرها به كار مىرود .