مىكنند . به نوبهء خود ، آن زنها از فرزندانشان ، از بندگانشان و حتى از زنهائى كه سوگلى شوهرشان مىباشند اين نشانههاى فرمانبردارى و توجه را خواهانند .
قدرت پدرى در نزد اين مردم بيش از آنچه كه در نزد ما رواج است وجود دارد . رفتار پسران در برابر پدر خود نيز به همين ترتيب است . آنها خيلى زود آموخته شدهاند كه نسبت به پدرشان احترام ژرفى پيدا كنند و يك بيگانه كه آنها را ببيند مىانگارد كه آن فرزندان جز نوكرهاى معمولى او نيستند . در حضور پدرشان برپاى مىايستند و با سكوت در انتظار فرمانهايش مىباشند . هرگز آنها را سر سفره راه نمىدهند و كار ايشان خدمت است ؛ حتى روزى كه آنها زناشوئى مىكنند از خوراك عروسى محرومشان مىدارند . اين موضوع را ما به چشمان خود ديديم .
پس از خواندن گزارشهاى برخى مسافران متمايل به اين فكر مىشويم كه ابلهى و پستى و دروغگوئى ، صفات خيلى برجستهء زنهاى شرقى است ولى ما براى احترام زن بطور كلى مىگوئيم كه چنين اعتقادى بر پايهء درست نيست خواه از اين جهت باشد كه زنان از يك آزادى كه در تصورشان هيچگونه دلربائى در آن نباشد خوششان نمىآيد خواه اين باشد كه از خيلى زود دريافتهاند كه در برابر فشار نيازمنديها بايد فرمانبردارى پيشه كرد و اين زنها هرگز خود را ستمديده نمىدانند .
مىتوان آنها را از حيث بىقيدى ، ذوق بسيار به آرايش و جواهر و چيزهاى پوچ سرزنش كرد و ليكن بطور كلى آنها دوست داشتنى ، شيرين و با شرم هستند .
روبندهاى كه به چهره مىزنند خيلى بيشتر باعث دلربائى بيننده مىشود و اغلب بر لطف و ملاحت ايشان مىافزايد ، همانگونه كه زنان اروپائى با استفاده از آزادى و دانستن رسوم آميزش فريبائى بيشترى دارند . محل سكنى آنها معمولا قسمت بالاى خانه است كه آن را حرم يعنى جاى مقدس و محترم مىخوانند . زنها به اندازهاى از اجتماع مردها جدا هستند كه مردها اجازه ندارند حتى نامشان را از نظر مراعات عفت بر زبان بياورند . هنگامى كه دربارهشان سخنى مىرود بايد عبارت
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٢٩