هنگامى كه فتحعلى شاه اين كلمات را بر زبان آورد يكى از وزيرانش به من نزديك شد و مرا از پلكانى كه از زير صفه به بارگاه مىرفت بالا برد . ديوارهاى بارگاه تشكيل يك چارگوش درازى مىدادند و دو تا ستون بلند نيمتنه و از مرمر سبز از طرف خيابان ، اين ساختمان را نگه مىداشتند . روشنى از طرف ديگر به كمك پنجرههاى شيشهاى رنگين كه نقشهاى گوناگونى داشتند و ظرافت و زبردستى و رعنائى فراوانى در آنها ديده مىشد به آنجا داخل مىگرديد . همهء كف تالار از گستردنىهاى كشميرى پوشيده شده بود كه از حيث لطافت پارچه و درخشش گلهائى كه آن را زيور داده بود از بهترين شالهائى كه از اين درهء معروف براى ما مىآورند بىنهايت برترى داشت . تخت شاه بر روى چندين ستون مرمر نهاده شده كه هفت تا هشت پا بلندى آن ستونهاست . چهار ستون ديگر كه بر روى آنها پوششى زرين مينائى كشيدهاند بر روى ستونهاى اوليه نهاده شده و يك سايبان را نگاه مىدارد . هزاران الماس ، ياقوت ، زمرد و ياقوت كبود پرتوافشانى مىكند . يك خورشيد كه با بسيارى الماسهاى درشت ساخته شده پشتسر شاه مىدرخشد . شاه تكيه بر يك ناز بالشت اطلس سفيد داده كه قلابدوزى با مرواريد شده است . جامهء شاه هم از همان پارچه است و بر روى آن ريش بلندش آويزان است . سر دستهاى او از پارچهء مرواريددوزى درست شده كه حاشيهء آن را با ياقوت و سنگهاى رنگين و الماس فلامك زيور داده و تقريبا تا آرنجها كشانيده بودند . سردوشىها و نيمى از تنهء آن جامه از پارچهاى از همينگونه بود . دو بازوبند بزرگ مدور كه سنگهاى گرانبها بر آن به كار رفته قسمت بالاى بازو را آرايش مىداد . الماسى كه ايرانيان به آن كوه نور مىگويند درميان يكى از اين بازوبندها جاى داشت و آن الماس ديگرى را كه درياى نور مىخوانند بر بازوبند ديگر كار گذاشته شده و آن را مزين ساخته بود .
اين دو سنگ زيبا مال محمد شاه هندى بوده كه نادر شاه پس از تسخير دهلى ؛ شاه جهانآباد آنها را از او به تاراج برده است . بجاى دستار ، شاه يك گونه تاج بر سر دارد كه بافتى از مرواريد كه در آن ياقوتها و زمردها افشانده شده حاشيهء آن را تشكيل مىدهند . يك جقه كه از سنگهاى گرانبها درست شده در جلوى اين تاج
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص١٧٩