تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و به سبك شيعيان دست نماز گرفتند . غلامان گستردنىهائى كه براى اين كار تخصيص داده شد به سوى جنوب غربى يعنى سمت مكه بازكردند و بر روى آن حرزهائى را كه با خاك كربلا خمير شده بود نهادند . اين تربت را پيش از اين خون على « 1 » آبيارى كرده بوده است . پس از اينكه اين مقدمات پايان يافت هردو وزير اداى تكاليف مذهبى خود را انجام دادند و مرا سپس به سوى كنارهء حوض بردند كه نزديك آن چادرى زده شده بود كه پرده‌هاى ابريشمين آن را بالا زده و به شاخه‌هاى بيدهائى كه اطرافش را گرفته آويخته بودند . ميرزا رضا قلى به من گفت : « در همين‌جاست كه شاه اغلب قليان مىكشد و از خنكى سايه لذت مىبرد و آسايشى را كه نزديك ساعت شش روز آنقدر واجب است به دست مىآورد ؛ اينجاست كه ساز زنهاى زبردست كه با مهارت احساسات شهوت‌انگيز در آدم بوجود مىآورند گاهى در جلوى چشمان شاه ساز مىزنند . وزير ادامه داد و گفت كه فتحعلى شاه كه عاشق تفريح است چندان به كارهاى جدى نمىپردازد . او دلش مىخواهد كه جايش را تغيير بدهد و هر شب در يك كلاه فرنگى تازه‌اى بسر برد و با معشوقهء تازه‌اى شب را صبح كند همهء زنهاى حرمش خواستار چنين افتخارى هستند و هرگز از هيچ وسيله‌اى دريغ نمىكنند تا اينكه بتوانند چنين برترى بر ديگران را به دست بياورند . آنها در هنر از راه به در كردن خواجه‌ها كه بينهايت فاقد احساس هستند استادند و به آنها وعده‌ها و هدايا مىبخشند تا بتوانند ايشان را به سوى خود جلب كنند . آنان با هزينه‌هاى گزاف ، گل و ميوه از شيراز ، زرى از يزد ، اسلحه از خراسان و مرواريد از بحرين مىآورند . خواجگان بايد اين هدايا را از نظر شاه بگذرانند . شاه آنگاه از ميان آنها برمىگزيند و آن زن زيباى خوشبخت كه بامداد هدايايش را شاه پذيرفته حق دارد شبانگاه دلربائى خود را مانند باج و خراج به جانشين خسروان تقديم دارد .
هامش
( 1 ) - حسين بخوانيد ( مترجم ) .