تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
من به قصر بابا خان لله فرود آمدم . براى آنكه بيشتر راست گفته باشم بايد بگويم كه اين لله‌باشى ناظر خوشگذرانيهاى محمد على ميرزاست كه به نام پدرش كه شاه است بر بخش بزرگى از عراق عجم فرمانروائى مىكند . كسانى كه در بارگاه اين شاهزاده بودند همگى جامه‌هاى مهمانى به تن داشتند به اين سبب كه خبر به قزوين رسيده بود كه سه تا شاهزاده از خون شاه مقارن هم به جهان آمده‌اند . مرا به تالار خيلى فراخى بردند كه با خيلى دقت آن را آراسته بودند و قسمت شاه‌نشين آن مانند جلو يك نمايشگاه ، باز بود . روشنائى به ته اين تالار به وسيلهء شيشه‌هاى رنگين كه با هنر آنها را چيده و پهلوى هم گذاشته بودند داخل مىشد . درميان تالار يك حوض مرمرى بود كه پيرامونش را با گل پوشانده بودند و از وسط حوض فواره‌اى مىجهيد . دسته‌هاى انبوه ياسمن عربستان و لاله‌هاى ابلق كه شرقىها آن را آسمانى مىنامند ظرف‌هاى چينى بزرگ كار چين را زينت مىبخشيدند . طاق آنجا با اسليمىها و تذهيب‌كاريها زيور يافته بود . نقاشيهاى ديوارى آن از تصويرهاى اروپائيان بود كه به طرز قرن لوئى 14 رخت به تن داشتند . يك كرسى كه از سطح تالار تا حدى بلندتر بود به حرم راه داشت و از آنجا به كمك يك كركره زنهاى بابا خان گاهى به تماشا مىآمدند و بىآنكه كسى آنها را ببيند در آن جشن‌ها شركت مىكردند . در قسمت بالائى درها خطهائى نوشته بودند كه از غزلهاى حافظ بود كه اناكرئون « 1 » ايران باشد . اينك چند شعر او را در اينجا مىآورم . « در اين رواق مشعلى با خود ميار چون امشب يك دختر زيبا شبيه به ماه شب چهارده ما را با پرتوى ملايم خود روشن مىسازد » « ديگر عنبر و عود مسوزانيد امشب شما با زلفان افشانش خوشبو مىشويد » . « روز شد چرا دير كرده‌اى اى جوان فانى . جامت را پر كن و به خوشگذرانى
هامش
( 1 ) - اناكرئون شاعر غزلسراى يونانى است كه در تئوس در ليدى به جهان آمده ( 478 - 560 پيش از ميلاد ) اشعارى را بطور غلط به او نسبت مىدهند كه مربوط به زمانهاى خيلى بعدى است و در آنها از شادى و خوشى و خرمى ياد شده است . ( مترجم )
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 158 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم