تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

فصل بيستم عباس ميرزا ، مولف را نزد خود خواند تا جزئيات چندى از جزار ، پاشاى عكا در شامات را برايش نقل كنم -

خصوصيات اين موضوع . شهرت بىپروائى مملوكها كه ديرگاهى زبانزد مردم شده و نفوذى كه فيروزى فرانسويان در مصر در سياست و روحيهء مردم مشرق زمين ايجاد كرده بود بىگفتگو كافى به نظر مىآمد كه اين دلايل بتواند شاهزادهء جوانى را كه تشنهء دانستنىها و افتخار است برانگيزد تا از كيفيت مربوط به اين پيشامد ياد ماندنى باخبر شود . گفتگوى ميان ما يك روز دربارهء اين موضوع گل كرد . همين‌كه نام جزار خونخوار پاشاى عكا در شامات از دهان من بيرون پريد عباس ميرزا بيدرنگ از من بصداى بلند پرسيد « به من بگو كه از اين مرد وحشى كه به همان اندازه كه دشمن شيعه و آل على است نيز با پيروان مسيح بد مىباشد ، اين رافضى ( ملحد ) لعنتى كه اغلب زوار ايرانى را چپاول مىكند و حتى يك بار چند تن از آنان را كشته است چه اطلاعاتى دارى ؟ » آنچه را كه من در پاسخش گفتم به نظر مىآيد كه خيلى برايش جالب بود شايد اين مطلب براى خوانندگان چندان خارج از موضوع نباشد و من با فرصتى كه بدست آوردم خلاصهء آن را مىنويسم تا مردى را كه داراى طبيعتى بلهوس و در خونخوارى عجيب و غريب است بشناسانم . در پاسخ شاهزاده گفتم كه ارباب ، هنگامى كه نتيجهء يك صلح موقتى به حكومت فرانسه اجازه داد كه روابط بازرگانى خود را با مصر از نو استوار سازد