تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
پس براى من خيلى تازگى داشت كه شاهزادهء جوان مسلمانى نشان بدهد كه نه تنها خيلى ميل دارد كه از آنچه اين روزها در اروپا مىگذرد آگاه گردد بلكه با وقايع خيلى برجستهء روزگار باستان نيز آشنا شود . كاملا محسوس است كه من نمىتوانستم حس كنجكاوى او را جز بطور خيلى ناقص راضى گردانم . من با كمال اختصار از انقلابات تدريجى كه از دوران افسانه‌اى تاكنون رخ داده و چهرهء امپراطوريها را اغلب تغيير داده است برايش نقل كردم و كوشيدم كه به او دلائلى را كه سياستمداران نامدار ما بر سرنوشت ملتها ، بسيار مؤثر مىدانند بيان كنم . شاهزاده اغلب دربارهء ناپلئون از من مىپرسيد كه « چند سالش است ؟ چهره‌اش ؛ شكل خطوط سيمايش ، رنگ موهايش چگونه است ؛ آيا ريش انبوهى « 1 » دارد ؟ آيا زنهاى بيشمارى دارد ؟ آيا فارسى مىداند ؟ »
هامش
( 1 ) - شرقىها و بويژه ايرانيان دربارهء ريش اين علامت برجسته مردها اهميت بسيارى قائل هستند . فتحعلى شاه پدر عباس ميرزا داراى ريش بسيار دراز و عجيبى است و اتباع و پيروانش آن را مانند يك لطف ايزدى به او بشمار مىآورند و آن ريش در عين‌حال مورد ستايش و آفرين ايرانيان و موضوع مذاكراتشان است . ( به تفسير دانشمندانهء زمان شناسى ايران از زمان خيلى كهن تا امروز ، تاليف لانگلس ، جلد دهم صفحهء 153 از نشريهء سفرهاى شاردن نگاه كنيد ) .